X
تبلیغات
مجله تخصصی ترجمه ترانه هاي عربي

مجله تخصصی ترجمه ترانه هاي عربي

ترجمه ترانه هاي عربی - آهنگ های عربی - عکس خوانندگان عربی - اخبار عربی

حسام حبيب - في غمضه عين

حسام حبیب

فی غمضه عین

 

فی غمضه عین عشقت هواک وحبیتک لا قولت الفین واخدنی معاک و انا انسیتک

دریک چشم به هم زدن عاشقت شدم و نگفتم که منو با خودت به کجاها میبری درحالی که یادم رفت که تو در کنار منی(از خوشحالی هیچی حس نمی کرد)

فی غمضه عین هواک عاشقته فی ثانیه معاک احلوت الدنیا فی غمضه عین

در یک ثانیه عاشقت شدم و زندگی در این دنیا با تو قشنگ شد

فحضنی بیک بحس ابراحه جوایا امانه علیک تکمل دنیتی معایا

وقتی در اغوش تو هستم هیچ غمی ندارم،قسمت میدم که دنیامون رو باهم زندگی کنیم

و عینی علیک یارت جنبک تخلینی بعیش ایامی وسنینی و عینی علیک

و من مواظب تو هستم،ای کاش قبول کنی که روزها وسالها در کنار تو زندگی کنم و مواظبت باشم

یارت جنبک تخلینی بعیش ایامی وسنینی فحضنی بیک

ای کاش قبول کنی که روزها وسالها در کنار تو زندگی کنم و مواظبت باشم

فی غمضه عین عشقت هواک وحبیتک لا قولت الفین واخدنی معاک و انا انسیتک

دریک چشم به هم زدن عاشقت شدم و نگفتم که منو با خودت به کجاها میبری درحالی که فراموش کردم که تو در کنار منی(هرچی می گفتی گوش می کردم)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 7:30 PM  توسط مجتبی  | 

یارا - شفته من بعید

 

یارا

شفته من بعید

 

بعتم الليالي وحدي لحالي و ما حدا

به تاریکی شب ها ،با خودم و بدون هیچ کس تنهایم

طل من قبالي بايدو ومالي عالهدا

سایه ی دستش از کنارم گذشت و من را به آرامش چه ؟ ( نمیتوانم آرام باشم)

شفتو من بعيد ماشي وحيد صار بعيني يعطي مواعيد

او را از دور دیدم که تنها میرود و گمان میکنم ( با چشمانم) که وعده ی (دیدار) میدهد

و بسمه عشفاف قالتلوا وقاف حدك مشيني وايد بالايد

و با یک لبخند بر روی لب ، به من گفت وایسا ، من را با خود  و دست و در دست همراهی کن

شفتو من بعيد ماشي وحيد صار بعيني يعطي مواعيد و بسمه عشفاف

قاليلو وقاف حدك مشيني و الايد بالايد

سوا اتمشينا و نظرة عينينا ملبكي شو حكيو علينا و لا اهتمينا بالحكي

با هم راه رفتیم ، نگاه چشمانمان از روی شرم و حیاست ، چه در مورد ما گفتند و ما به حرف دیگران محل نگذاشتیم

وصلنا عالدرب بتودي لغرب صار يغازلني و يحكي بالحب

به راهی رسیدیم که به سمت غرب میرفت(میخوستیم از هم جدا شیم) ، شروع به حرف عشقولانه کرد و از عشق حرف میزد

قلی دلوعه قلتله اوعا

به من گفت عشوه گر ، به او گفتم حواست باشد

وصارت مسموعه دقات القلب

و ضربان قلب قابل شنیدن شد

ترجمه از وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس امکان پذیر است .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 7:29 PM  توسط مجتبی  | 

کاظم الساهر - مستقیل

 

کاظم الساهر

مستقيل

 

 

مستقيلٌ وبدمع العين أمضي

جدا شده ام و با اشک چشمانم امضا می کنم

هذه الصفحة من عمري وأمضي

این صفحه از  زندگیم و می گذرم

لم يعد صدر الحبيب موطني

دیگر اغوش و سینه ی معشوق وطن من نمی باشد

لا ولا أرض الهوى المذبوح أرضي

و نه سرزمین عشق سربریده شده ، سرزمین من نیست

لم يعد يمكن أن أبقى هنا

دیگر اینجا جای ماندن نیست

فهنا يبكي على بعضي بعضي

در اینجا بخشی از وجودم بر بخشی دیگر می گریند

سعاد أخبري من عن هوانا سائل

سعاد! به هر کسی که از عشقمان پرسید بگو

أن هذا القلب محتاج لنبض

که این قلب نیازمند تپش است

أنا إن غادرت دنيا حبنا

من اگر دنیای عشقمان را ترک نمودم

فالهوى عهد سيبقى دون نقض

پس عشق عهدی جاودانه و بدون نقض خواهد ماند

سعاد وإذا حانت صلاةٌ

سعاد و اگر وقت نماز شد

فأجمعي بعض دمعي وتوضي

مقداری از اشکهایم را جمع کن و وضو بگیر

طهر الدمع ذنوبي كلها

اشک ها تمام گناهانم را زدود

وسقى أرض المحبين وأرضي

و سرزمین عاشقان و سرزمین مرا سیراب کرد

انثري شعرك حولي انثريه

موهایت را در اطراف من پخش کن

ومعاً آخر ليل العمر نقضي

و با هم آخرین شب زندگیمان را می گدرانیم

هكذا يصبح موتي مدهشاً

و اینگونه مرگ من عجیب خواهد بود

عانقيني قبلي عيني وأمضي

مرا بغل کن ، چشمانم را ببوس و بگذر

وأعذريني يا حياتي لم أعد

و مرا ببخش ای زندگی من که دیگر

قادراً إلا على الصمت لترضي

توانایی جز سکوت ندارم برای راضی شدنت

ووداعاً يا أحبائي وداعاً

خدانگهدار ای دوستان من و معشوقان من

أنا متعب والعين تحتاج لغمض

من خسته ام و چشم نیازمند برهم گذاشتن است

ترجمه از وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 6:12 AM  توسط مجتبی  | 

تامر حسنی - یا انا یا مافیش

 

تامر حسنی

تامر حسنی

یانا یا مفیش

این ترانه از جمله ترانه های زیبای فیلم نور عینی است که در تبلیغ این ترانه هم زیاد پخش شده

ياأنا يا مفيش اصل معنديش فى الحب هزار

من هر چی هستم و نیستم مهم اینه که توی عشق دو دره باز نیستم

يا أنا يا بلاش ومتحسبهاش مفيهاش اعذار

من گرچه بی چیزم ولی تو اونو حساب نکن و عذری پذیرفته نیست

أنا اللى اقول فين وامتى وانا اللى اختار

منم که میگویم کجا و کی و منم که انتخاب میکنم

--------------------------

لو حد نداك اعمل مش سامع برضاك انا قولت كلامى وده نظامى ومش باقى كلام

اگر کسی صدات زد ، خودتو به نشنیدن بزن، من حرفام رو زدم و این روشمه و حرفی باقی نمانده

انا مش مضمون انا ممكن اقلب مجنون لو شوفتك مع غيرى يا ويلك مش هابقى تمام

من آدم قابل اعتمادی نیستم ، من ممکنه دیوونه بشم ، اگه تو را با یکی دیگر ببینم وای بر تو و دیگه عادی نخواهم بود

 

انا جيت خلاص راحت خلاص ايام زمان

من اومدم ، روز های گذشته هم رفتند

ولا فى كلام ولا حتى سلام غير باستأذان

هیچ حرفی نیست ، هیچ صحبتی و کلامی بدون اجازه ی من نیست

لا تقولى عشرة ولا قريبى هتلاقى جنان

نگو دوستمه و یا نزدیکانمه که دیوونگی خواهی دید

دانلود ترانه - غیر مستقیم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 6:10 AM  توسط مجتبی  | 

نانسی عجرم - یا ابن الارندلی

نانسی عجرم

نانسی عجرم

یا ابن الارندلی

 

بسسس بس

اييييييييييه .. انتي يا

چییییییییی ... تو ای

لئيم ليه بتبص لي ..

خسیس ... چرا نگاهم میکنی ...؟

اموت انا

میمیرم من ( برات)

يا قديم يا ابن الارندلي

ای کهنه ای پسر ارندلی

حلنجي لعبي وماشي على السلك

در انجام کارهایش حریص است و حتی روی طناب هم راه میرود

ولا عمره فرق ذاك من تلك

و حتی در تمام طول عمرش فرق این و آن را نمیداند

عامل حنين ومسهوك

مهربان به نظر می آید و می خندد

وجاي ملهوف متلهوج

و سرگردان و با عجله آمد

الوش ده بأه لا يا حبيبي بأه متلبسوش وانت جايلي

این چهره رو به دیگه خود نگیر ، که به نزد من می آیی

يلا يا ابن الارندلي

زودتر ای پسر ارندلی

اسمعني بس يا عسل

عسل فقط حرفمو چند لحظه گوش بده

جاي تشتغلي تستغفلني ولا انت جاي بتستهبلني

اومدی روی مخم کار کنی و اغفالم کنی و یا نه اومدی خرم کنی

شوف يا بابايا لو ليك ضحايا مش هابقى منهم لو تقتلني

ببین عزیزم اگر قربانی داشتی من اگه بمیرم هم جزو اون ها نمیشم

والنعمة لو بايه حلفتلي

به این برکت قسم ، اگر به هر چی واسه من قسم بخوری

 

زبدة يا اخواتي زبدة

کره ای ، (خواهرانم) مثل کره میمونی

ليه ليه بتبصلي

چرا ؟ چرا به من نگاه میکنی

يا ارض اتهدي

ای زمین آروم بگیر

يا قديم يا ابن الارندلي

ای کهنه ای پسر ارندلی

طاوعني بس

فقط به حرفم گوش بده (از من اطاعت کن)

موطي صوتك ليه يا برنس .. تعبان يا ناس متقمص انس

چرا صداتو کم کردی ای شاهزاده ... تو الان خسته ای یا حالت گرفته شده ؟ فراموش کن

الكحل من العين يتألف .. بجد يتعب ويغلس

سرمه به چشم می آید (هماهنگه) ... واقعا خسته میشود و تلاش میکند

عاملي فيها ال رشدي اباظة ال .. قولوله ماشي ده اللي علي علي

( در اینجا یک اصطلاح مصری هست و برای به سخره گرفتن عظمت و شخصیت یک فرد است و میشه گفت زن باز)

يلا يا ابن الارندلي.

زودتر ای پسر ارندلی

دانلود ترانه - غیر مستقیم

توضیح : منظور از پسر ارندلی یعنی  ای پسر خان یا ای پسرکی که پدر بزرگی داره و خود بالا هستی ظاهرا

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 6:9 AM  توسط مجتبی  | 

كاظم الساهر - ترجمه البوم الرسم بلكلمات 2009(بخش سوم)

كاظم الساهر

ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات


 

الـجـريـدة


الحان : محمد شفيق
كلمات : سمو الأمير بدر بن عبد المحسن
توزيع : د. فتح الله أحمد

الجريده الجريده أعرف أسرار الجريده

روزنامه روزنامه ، اسرار روزنامه را مي دانم


فيها حد يجرح وريده وينزف أخبارٍِ جديده

در آن يكي رگش را مي زند و اخبار جديد جاري ميكند


و احنا نقراها الصباح

و ما آنها را صبح مي خوانيم


دنيا مكتوبه بورق دنيا من دمع وعرق

دنياي در برگ هاي نوشته شده دنياي از اشك و عرق


دنيا مجنونه أرق هم إنسرق إحترق

دنياي ديوانه ، نازك ، غمي ربوده شد و سوخت


المهم كلها أخبارٍ سعيده

مهم اينست كه همه اخباري خوشايندي هستند


لو طبعنا صفحه ما فيها خبر لا حروف ولا صور

اگر صفحه اي بدون خبر و بدون حروف و بدون عكس چاپ كنيم


صفحه يملاها البياض صفحه تملانا بياض

صفحه اي كه پر از سپيدي است و صفحه اي كه ما را پر از سپيدي مي كند


ما يعكرها الحبر بتكون الصفحه الوحيده

و جوهر ان را خراب نكند تنها صفحه اي خواهد شد


اللي أقراها الصباح

كه آن را صبح مي خوانم
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************


نمت وحلمت

الحان : الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : د. نشوى جرار
توزيع : عمرو عبد العزيز


نمت وحلمت

خوابيدم و خواب ديدم


إنك رجعت

كه تو برگشتي


تقولي سامحني ظلمتك ، جرحتك

ميگي مرا ببخش به تو ظلم كردم ، تو را آزردم


سامحني يا عمري وحدك تركتك

مرا ببخش اي عمر من تو را تنها رها كردم


بست خدي وبكيت و باحضانك غفيت

گونه ام را بوسيدي و گريه كردي و در آغوشت خوابم برد


بين ايدك يا عمري بردان وْ دِفيـتْ
در ميان دستهايت سردم بود و گرم شدم


صحيت و الوسايد ، غرقانه بْدموعي

بيدار شدم و بالشت ها از اشك هايم پر بودن


كل شي بي جامد ، و بردانه ضلوعي

همه چيز در من يخ بسته است و دنده هايم سرد است


يا عيني عليَّـا إشسوى الشوق بـيَّــا

چشمم روشن ، شوق مرا چكار كرده است


لا إنت إجيت و لا جرحك يروح

نه تو آمدي و نه زخمت خوب مي شود


و حتى حلم عيني ياخذني لـْجروح

و حتي خواب چشمانم مرا به ياد زخم هايم مي اندازد

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:38 AM  توسط مجتبی  | 

عمر دياب - لو قادر

عمر دياب

لو قادر

 

 

لو قادر بص في عيني و قوللي عملتللك ايه

اگر می توانی به چشمانم نگاه کن و بگو که تو را چه کرده ام؟

مش فاكر مره خلفت بوعد وعدتك بيـه

یادم نمی آید که یک باربدقولی کردم

والله مشوفتش مني غير الحنيه عليكـ

و چیزی جز مهربانی از من ندیدی

علمتك معني الحب واجمل شوق وغرام

به تو معنی دوست داشتن و زیباترین اشتیاق و عشق را یاد دادم

ومعلمتكش القسوه دي مش محتاجه علام

و به تو قساوت را یاد ندادم و این نیازی به دلیل نداره

اصل انت اكيد من الاول كده و القسوه فيك

اصلا تو مطمئنا از اول اینجوری بودی و قساوت در وجود توست

مين قوللي اتعلم ببلاش

چه کسی به من گفت که مفت یاد گرفت؟

كان ماضي ولازم يتعاش

گذشته بود و باید در ان زندگی می کردیم

واللي عليه عملته معاك ومكفاش

و انچه که من باید انجام می دادم ، انجام دادم و لی کافی نبود

انا سايبك تمشي وتعيش وتقابل ناس تانين

من تو را رها کردم که بروی و زندگی کنی و کسان دیگری را ببینی

ناس فيهم قسوه قلبك و زيك مش باينين

مردمی همچون تو که قساوت دلت را دارند و همچون تو واضح نیستن

كفر عن ذنبك بقي واللي عملته سنين

گناهت و آنچه که سالها انجام دادی را بپوشان

ترجمه از وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنهال با ذكر نام و مترجم امكان پذير است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:36 AM  توسط مجتبی  | 

كاظم الساهر - ترجمه البوم الرسم بلكلمات 2009(بخش دوم)

 

كاظم الساهر

ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات

شامل ترجمه ترانه هاي : 5.محكمه 6.الرسم بلكلمات 7.حبيبي

 


 


محكمه
كلمات كريم العراقى
الحان الموسيقار كاظم الساهر

كن منصفاً سيدي القاضي

با انصاف باش اقای قاضی


ذنبي انا رجل له ماضي

گناه من اینست که مردی دارای گذشته هستم


تلك التي امامك الان

آن زنی که روبروی توست


كانت لدي اعز انسانه

نزد من عزیزترین کس بود


واحببتها وهي احبتني

او را دوست داشتم و مرا دوست داشت


صدقاً جميع الهم انستني

به راستی که تمام دردها را از یادم برد


صارحتها وقلت مولاتي

با او رک و شفاف شدم و به او گفتم ای سرور من


كثيره كانت علاقاتي

ارتباطاتم زیاد بود ( قبلا با دختران زیادی ارتباط داشتم )


قالت حبيبى دع الماضي وقبلني

گفت ای عشق من گذشته را رها کن و مرا ببوس


بين ذراعيك انا الكل

در بین دستهایت من همه چیز هستم


فانا لي الحاضر والاتي
حال و آینده از آن من است



وقالت الحبيبه:

و معشوقه گفت


كن منصفاً ياسيدي القاضي

با انصاف باش آقای قاضی


تخونني لغتي والفاظي

لغات و الفاظ به من خیانت می کنند


إن الذي امامك الان

آنکه الان در پیش روی توست


اشبعنى ظلم وحرمان

مرا با ظلم و اندوه سیر کرد


انا حاله فعلا لها يرثى

من اکنون حالتی هستم که برایش به سوگ باید نشست


حتى نسيت بأننى انثى

حتی فراموش کردم که من زن هستم


دللاتها

نازش را کشیدم


دللاتنى

نازم را کشید


دمرتــنى انت

مرا نابود کردی تو


اهملتنــــى انت

به من بی توجهی کردی تو


انت انت عذابى

تو ، تو عذاب منی


انت انت همومى

تو ، تو درد منی


ونسيت قسوته

و قساوتش را فراموش کردم


وقولت له :دع الماضي وقبلني

و به او گفتم گذشته را فراموش کن و مرا ببوس


بين ذراعيك انا الكل

در میان دستانت من همه چیز هستم


فانا لي الحاضر والاتي

پس من حال و آینده از آن من است

مرالزمان تغيرت تغيرت تمردت تمردت تجبرت وتكبرت
زمان سپری شد ، عوض شد ، عوض شد ، سرپیچی کرد ، سرپیچی کرد ، ستمگر شد و تکبر ورزید


صبرى الجميل

صبر زیاد و زیبایم


تجاوز الصبر

از صبر گذشت


لغه الحوار تحولت جمر

حرف گفتگو به ذغال تبدیل شد


فأن رأتنى جنبها سارحا

پس چون مرا درکنارش ، به فکر فرو رفته دید


فورا تصير امرأه اخرى

فورا به زنی دیگر تبدیل خواهد شد


غيرتها مرض يوسوسنى

غيرتش بيماريي است كه مرا به وسوسه مي اندازد


فعلا احن لذلك الماضى

واقعا دلم برای گذشته تنگ شده است


اطلق سيدى القاضى

آزاد کن آقای قاضی


اطلـــــق

آزاد کن


اطلــــــــق

آزاد کن


حرر يديـــــــــــا

دستهایم را بگشا و آزاد کن


الله على سهراته الكبرى

به به به شب زنده داریهای بزرگش


يوما اراه ويختفى شهرا

یک روز ان را می بینم و یک ماه پنهان می شود


عذرا يناقض سيدى عذرا

بهانه ای بهانه ی دیگر را نقض می کند ای سرور من


من بيت صاحبه الى اخرى

از خانه ی معشوقه ی خود به معشوقه ای دیگر


فالشلة الاولى أعادته لضلاله وضياعه الماضي

پس شکست ( بیرون شدن) اولش او را به گمراهی و گم شدگی گذشته اش بازگرداند


كن منصفاً سيدي القاضي
منصف باش آقای قاضی
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************

الرسم بالكلمات
كلمات نزار قبانى
الحان الموسيقار كاظم الساهر


لآتطلبي مني حساب حياتي

از من حساب زندگيم را نخواه


ان الحديث يطول مولاتي

كه سخن طولاني خواهد شد اي سرور من


كل العصور انا بها فكأنما

من در تمام عصرها هستم و انگار


عمري ملايين من السنوات
عمرم ملييون ها سال است


تعبت من السفر الطويل حقائبي

كيف هايم از سفرطولاني خسته شد


وتعبت من خيلي ومن غزواتي

و از اسبهايم وجنگهايم، خسته شدم


لم يبقى خدا اسمرا اوابيض

و نماند از گونه اي سفيد و سبزه


الا زرعت بارضه رايتى

الا و در آن پرچم هايم را برافراختم


واليوم أجلس فوق سطح سفينتي

و امروز بر بالاي كشتيم نشسته ام


كاللص أبحث عن طريق نجاة

همچون دزد كه به دنبال راه نجات است


اين السبايا؟ اين ماملكت يدي

قافله كجاست؟ كو آنچه بدست آورده بودم


اين البخور يضوع من حجراتي

كو ان بوي خوش ( بخور يعني چوبي كه وقتي مي سوزد بوي بسيار خوشي بوجود مي آورد)كه از اتاقهايم خارج مي شود


اليوم تنتقم الخدود لنفسها

امروز گونه ها براي خود انتقام مي گيرند


وترد لي الطعنات بالطعنات

و طعنه ها را با طعنه جواب خواهند داد


أني كمصباح الطريق

من چون چراغ راهم


صديقتي أبكــــــــي

اي دوست ( دختر ) من گريه مي كنم


ولا أحد يري دمعاتي
و هيچ كس اشكهايم را نمي بيند

 


انا عاجز عن عشق اية نمله

من از عشق هر مورچه اي ناتوانم


او غيمة , عن عشق اي حصاة

يا هر گونه ابري ، از عشق هر گونه تكه سنگي كوچك


جربت الف محبه ومحبه

هزار و يك عشق را تجربه كردم


ووجدت افضلها محبه ذات

و عشق به نفس را بهترين يافتم


فالحب اصبح كله متشابها

پس همه ي  عشق ها را همسان يافتم


كتشابه الاوراق في الغابات

همچون همساني برگ ها در جنگلها


كل الدروب أمامنا مسدودة

تمام درها بريمان بسته است


وخلاصنا في الرسم بالكلمات

و پايان ما در نقاشي كلمات است

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************


حبيبتى

كلمات نزار قبانى
الحان الموسيقار كاظم الساهر

حبيبتي : إن يسألوكى عني

اگر روزي  در مورد من از تو سوالي پرسيدند


يوما، فلا تفكري كثيرا

پس زياد فكر نكن


قولي لهم بكل كبرياء

با تمام تكبر به آنها بگو


يحبني يحبني كثيرا

بسيار مرا دوست دارد


صغيرتي إن عاتبوكى يوما

اي كوچك من اگرروزي  تو را سرزنش كردند


كيف قصصت شعرك الحريرا

چگونه موهاي همچون ابريشم را كوتاه كرده اي


قولي لهم أنا قصصت شعري

به آنها بگو من انها را كوتاه نموده ام


لان من أحبه يحبه قصيرا

چون آنكه دوستش دارم ، موهايم را كوتاه مي پسندد


أميرتي إذا معا رقصنا

اي سرور من اگر باهم رقصيديم


على الشموع رقصتا مثيره

در كنار شمع ها رقصمان زيباست


وظنك الجميع في ذراعي

و همه گمان مي برند كه در ميان دستهايم


فراشة تهم أن تطيرا

همچون پروانه اي كه مي خواهد پرواز كند


فواصلي رقصك

پس رقصت را ادامه بده


ف هدوء

پس آرام


ف هدوء

پس آرام


واتخذي من أضلعي سريرا

و از دنده هايم براي خودت تختي بساز


وتمتمي بكل كبرياء

و با تمام تكبر بگو( تمتمي يعني به تته پته افتادن و حرفي را درست ادا نكردن )


يحبني يحبني كثيرا

مرا بسيار دوست دارد

 


حبيبتي يا ألف يـــا حبيبتي

اي معشوقه ي من اي هزاران معشوقه من


حبي لعينيكى أنا كبيرا

عشقم براي چشمانت بسيار بزرگ است


وسوف يبقى دائما كبيـــرا

 و هميشه بزرگ خواهد ماند

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:34 AM  توسط مجتبی  | 

نوال الزغبی - صلحونی علیه

 

نوال الزغبی

نوال الزغبی

صلحونی علیه

 

أمانة لو في يوم رحتوا

یک وصیت دارم اگر یک روز رفتید

لحبيبي ما تقلقوش راحته

نزد عشقم ، آرامش را از او نگیرید

أمآنة لو في يوم رحتوا

لحبيبي ما تقلقوش راحته

مشتاقة انا ليك

من مشتاق توام

وسود عينيك

و سیاهی چشمانت

وهتولي حاجة من ريحتو

و از بوی او برایم چیزی بیاورید

أمانة لو في يوم رحتوا

لحبيبي ما تقلقوش راحته

مشتاقة انا ليك

وسود عينيك

صلحوني عليه

من را با او آشتی بدهید

دنا من بعديك

که من بعد از تو

بعد نجومي بالوحدة

به تنهایی ستاره هایم را می شمارم

لاعندي اتنام

نه نزد من می خوابی

ولا حتى سلام

و نه سلامی می کنی

ومش مرتاحة بالوحدة

و در تنهایی آرامش ندارم

ولو غلطان أنا سامحته,,,أنا سامحته

هر چند اشتباه کرده ، من او را بخشیدم

خذولوا اله صورة من عندي

یک عکس از من برایش ببرید

وغرام من القلب والعین دی

و عشق از قلب و از این چشمان (را نیز برایش ببرید)

بقا الي سنين

سالهاست که اینگونه هست برایم

ما باسال مين

از چه کسی نپرسم

ولا بيسال ولا يعدي

و نه سوالی می کند و نه می گذرد

دانلود غیر مستقیم ترانه

ترجمه از گروه ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:58 PM  توسط مجتبی  | 

شهد برمدا - لا يُـشـتـرى

 

شهد برمدا

شهد برمدا

لا يُـشـتـرى

لا يشترى ولا يباع لا ولا .ولا له مثيل

نه قابل خرید است و نه فروش ... و  تک است

كالماء كالهواء قليله دواء كثيره قليل

همچون آب و و همچون هوا ! کمش شفا بخش است و زیادش کم است !!

قال لي فمن هو يا درة النساء

به من گفت که او کیست ای لعل زنان !!

قلت هو هو العلة والشفاء

به او گفتم که او سبب بیماری است و درمان است

هو الذي هو علمني البكاء

اوست که گریه کردن را به من اموخته است

هو الذي هو علمني الغناء

اوست که به من آواز خواندن را یاد داد

هو غالب الرجال وساحر النساء

و او بر مردان چیره و جادو کننده ی زنان است

 ان حل بالقلوب يحل كالسلطان

اگر بر قلب ها وارد شد همچون پادشاه وارد میشود

فيملئ الدروب بالعطر والريحان

پس راه ها را با عطر و ریحان پر میکند

ليس له شروط ليس له توقيت

نه بر آن محدودیت زمان است و نه مکان

خاب الذي خانه فرده مميت

هر کس که به اون خیانت کند ، آن را مرده باز میگرداند

يعشق بالرجال من عطفه شلال

عاشق مردانی است که عاطفیشان همچون آبشار است

يكره بالرجال اللعب على الحبال

از مردانی که فریبکار هستند انزجار دارد

يعشق بالنساء من صبرها سماء

عاشق زنانی است که صبرشان به اندازه ی آسمان است .

يكره بالنساء الغيرة العمياء

از زنانی که غیرت کورکورانه دارند خوش نمی آید

ان غاب عن عينك فابحث عن الاسباب

اگر از چشمانت دور شد پس به دنبال دلیل باش

لا خير في دنيا ليس بها احباب

در دنیایی که دوستان نیستند خیری نیست

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:57 PM  توسط مجتبی  | 

یارا - شفته من بعید

یارا

شفته من بعید

 

بعتم الليالي وحدي لحالي و ما حدا

به تاریکی شب ها ،با خودم و بدون هیچ کس تنهایم

طل من قبالي بايدو ومالي عالهدا

سایه ی دستش از کنارم گذشت و من را به آرامش چه ؟ ( نمیتوانم آرام باشم)

شفتو من بعيد ماشي وحيد صار بعيني يعطي مواعيد

او را از دور دیدم که تنها میرود و گمان میکنم ( با چشمانم) که وعده ی (دیدار) میدهد

و بسمه عشفاف قالتلوا وقاف حدك مشيني وايد بالايد

و با یک لبخند بر روی لب ، به من گفت وایسا ، من را با خود  و دست و در دست همراهی کن

شفتو من بعيد ماشي وحيد صار بعيني يعطي مواعيد و بسمه عشفاف

قاليلو وقاف حدك مشيني و الايد بالايد

سوا اتمشينا و نظرة عينينا ملبكي شو حكيو علينا و لا اهتمينا بالحكي

با هم راه رفتیم ، نگاه چشمانمان از روی شرم و حیاست ، چه در مورد ما گفتند و ما به حرف دیگران محل نگذاشتیم

وصلنا عالدرب بتودي لغرب صار يغازلني و يحكي بالحب

به راهی رسیدیم که به سمت غرب میرفت(میخوستیم از هم جدا شیم) ، شروع به حرف عشقولانه کرد و از عشق حرف میزد

قلی دلوعه قلتله اوعا

به من گفت عشوه گر ، به او گفتم حواست باشد

وصارت مسموعه دقات القلب

و ضربان قلب قابل شنیدن شد

ترجمه از وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس امکان پذیر است .

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:57 PM  توسط مجتبی  | 

نانسی عجرم - سلمولی علیه

نانسی عجرم

سلمولی علیه

سلمولى عليه ، سلمولى عليه

سلام مرا به او برسانید

اللى واحشنى وانا وحشاه

آنکه دلم برایش تنگ شده و دلش برایم تنگ شده

ما تسلمولى عليه

سلام من را به او نمی رسانید ؟

مهما هيبعد مش هنساه سلمولى عليه

هر چقدر که دور شود از من فراموشش نمیکنم ، سلام من را به او برسانید

غالى عليا و غاليه عليه سلمولى عليه

برایم گرانبهاست و من برای او گرانبها هستم ، سلام من را به او برسانید

انا على بالوا وهو فى بالى سلمولى عليه

من در فکر او جای دارم ، و او در فکرم جای دارد ، سلام من را به او برسانید

نصيبى حلالى حبيبى الغالى

سرنوشت من است و از آن من است ، عشق نازنینم

سلمولى عليه

سلام من را به او برسانید

حاسس بيا وباللى جرالى واللى فى قلبى بان فى عينيه

من و آنچه بر من گذشت را درک میکند  ، و چیزی که در قلب من است در چشمان او نمایان است

......................

حب بيكبر قد الشوق سلمولى عليه

عشقم به اندازه ی اشتیاقم بزرگ میشود ، سلام من را به او برسانید

بلمس روحه وطايره لفوق

وجودش را لمس میکنم و در آسمان ها پرواز میکنم

سلمولى عليه

سلام من را به او برسانید

حلوه الدنيا لما تروق حبيت صوتى وانا بناديه

دنیا وقتی که آرامی زیباست ،به صدایم وقتی او را صدا میزنم ، علاقمند شدم

............................

مش مكسوفه بقول عايزاه سلمولى عليه

خجالت نمیکشم ، بگویم  به او نیازمندم

وانا ملهوفه وبستناه

و من حیرانم و انتظارش را میکشم

سلمولى عليه

سلام من را به او برسانید

بغمض عينى وانا شيفاه

چشمانم را میبندم و او را میبینم

ولا شابعه وانا بحلم بيه

و سیر نمیشوم و خوابش را میبینم

دانلود غیر مستقیم ترانه

ترجمه از وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:56 PM  توسط مجتبی  | 

عادی - نوال الزغبی

 

نوال الزغبی

عادی

آلبوم : یا ما قالوا

عادي عادي تشغلني تشغلني في حبك
عادی است که مرا با عشقت مشغول کنی
عادي عادي تجرحني تجرحني بهواك

عادی است که مرا با عشقت مجروح کنی

It's normal if you're love is taking all of my time
It's normal if you hurt me with your love

لكن موتني احبك

حتی اگر مرا بمیرانی دوستت دارم
بس اموت انا معاك

من فقط با تو می میرم
عادي تشغلي بحبك

عادی است که مرا با عشقت مشغول کنی
عادي تجرحني بهواك

عادی است که مرا با عشقت مجروح کنی

I love you even if you make me die
As long as I die with you
It's normal if your love takes my time
Or if you hurt me with you love

مو مهم اوعد واخلف

مهم نیست وعده بده و خلف وعده کن
ما اعاتب وانت تعرف

من سرزنش نمی کنم و تو می دانی
لو جرحت القلب مرة

اگر یکبار قلب مرا مجروح کردی
عادي خلي الجرح ينزف

عادی است اگر بگذاری زخمش خون ریزی کند

It doesn't matter if I promise or not
I won't blame you, and you know that
If you hurt my heart once, it's ok, let it bleed
 

عادي عادي تشغلني تشغلني في حبك
عادی است که مرا با عشقت مشغول کنی
عادي عادي تجرحني تجرحني بهواك

عادی است که مرا با عشقت مجروح کنی

It's normal if you're love is taking all of my time
It's normal if you hurt me with your love
 

انشغالي في غرامك لحظة انطرها فديها

درگير شدنم با عشقت لحظه اي است كه منتظر آنم و مي خواهم كه اتفاق بيفتد
لو تفتش في ضلوعي تلقى نفسك انت فيها

اگر در درون من جستجو كني خودت را در آن خواهي يافت

Thinking about your love is a moment I wait for and want to happen
If you look inside me, you'll find yourself

عادي عادي تشغلني تشغلني في حبك
عادی است که مرا با عشقت مشغول کنی
عادي عادي تجرحني تجرحني بهواك

عادی است که مرا با عشقت مجروح کنی

It's normal if you're love is taking all of my time
It's normal if you hurt me with your love

ترجمه مجتبی س . با ذکر منبع و مترجم عزیز بلامانع است .

  rm دانلود ترانه به صورت

برای اجرای فایلی که به صورتrm است نیاز به برنامه ی real player دارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 8:48 PM  توسط مجتبی  | 

نوال الزغبی - انا حلویت

 

نوال الزغبی

ترجمه ی زیر به درخواست یکی از دوستان انجام شده ُ امیدواریم خوششون بیاد ... وگرنه مربوط به یکی از البوم های سال ۱۹۹۷ نوال می شه که قصد ترجمه ی آن را نداشتیم .

انا حلویت

لما الناس قالو انك جاي

زمانی که مردم گفتند تو آمده ای

شفت انا حلويت ازاي

دیدی که من چگونه زیبا و قشنگ شدم

اصل انت المره بيوحشني

چون دلتنگ تو شده ام

ولا وانك على طول نساي

 و تو همیشه فراموش می کنی

لما قالولي حبيبي جاي

زمانی که به من گفتند عشق من آمده است .

شفت انا حلويت ازاي

دیدی که چگونه قشنگ شدم

انا حبيت يا حياتي حياتي

من به زندگی عشق ورزیدم ای عشق من 

علشان بيك و معاك حتكون

برای اینکه زندگی من همراه با تو در کنار تو خواهد بود 

انا حبيت يا عينيه عينيه

من عاشق چشمان خودم شدم ای کسی که مثل چشمان خود من هستی

و بقت اشوفهم احلى عيون

و چشمانم برای خودم بهترین چشمان شدند

م انت عينيه اللي بشوف بيها

تو چشمان منی که من با آن ها می بینم

و انت حياتي اللي انت مليها

و تو زندگی منی که تو آن را مملو کرده ای 

و انت دنيا كل ما فيها

و تو دنیای منی و همان دنیایی هستی که تمام هستی من در آن است

شمس و قمر و بحر و جو

تو خورشید و ماه و دریا و هوای منی

علشان كده من حقي احلو

به همین خاطر حق با من است اگر اینگونه زیبا شوم

مهما تغيب عن عيني يا عيني

هر چقدر که از (جلوی) چشمان من دور بشوی ای (نور) چشمان من

انت فقلبي و ساكن في

تو در قلب منی و در آن ساکن باقی خواهی ماند 

افضل افكر يوم ما تجيني

می مانم و به آن روزی که می آیی فکر می کنم 

ح البس ايه و ح اقولك ايه

که چه بپوشم و چه بگویم ؟ ( چه خواهم پوشید و چه خواهم گفت ؟ )

و لا اسكت و كفايا سلامي

و نه اینکه ساکت باشم و فقط سلام کردن من کافی است 

منه ح تسمع كل كلامي

و با آن سلام تو تمام حرفهایی که میخواهم بگویم را خواهی شنید 

ياللي حلويت بيك ايامي

ای کسی که با تو درروزگار زندگیم زیبا شدم

مهما حتبعد برضو ولو

هر چقدر از من دور بشوی

و علشان كده من حقي احلو

باز هم من این حق را دارم که با دیدن تو زیبا بشوم

دانلود ترانه : rm 

 ترجمه از مجتبی س  است .  استفاده از ترجمه فقط با ذکر نام مترجم و ذکر آدرس وبلاگ ما بصورت لینک مجاز است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 8:45 PM  توسط مجتبی  | 

نوال الزغبی - من الهوى و عمايله

 

 نوال الزغبی

من الهوى و عمايله

من الهوى و عمايله

آه از عشق و دردسرهایش

و اللي سنين بحايله

آنچه که از سالهایی که گذشت و من همیشه در فکر او بودم

ده اللي انا قلبي شايله

این من بودم که او را در اعماق قلب قرار دادم

و ده قلبه و لا حن في يوم

در حالیکه قلب او حتی یک روز نسبت به من مهری از خود نشان نداد

ياما يا ليل جرالي

چه شب هایی که بدون او تا صبح بیدار ماندم و اینگونه بر من گذشت

و لا داري انشغالي

و او هرگز خبر نداشت که من اینگونه با عشق او درگیرم

بينام بالليالي

شب هایی که او (با خیال راحت) می خوابد

و عيوني و لا شافت نوم

در حالی که چشمان من خوابی نداشت

حنن قلبه يا هوى كنا سوا

ای عشق کمی دلش را برای من بدست بیاور و به یاد او بینداز که ما روزی در کنار هم بودم ( با هم بودیم )

و يسيبني ليه

و چرا مرا رها می کند

يوم في بعاده بمية سنة

یک روز دوری از او برای من  مثل یک سال می گذرد

مشتاقة انا وحشاني عنيه

دلم بسیار برای او و چشمانش تنگ شده است

روح و قوله يا هوى ان حبيبه مستنيه

برو ای عشق و به او بگو که معشوقش در انتظار اوست

روحله يا شوق و قوله ع اللي جرالي

ای اشتیاق به دنبال او برو  و نسبت به آنچه که در دوری او بر سر من آمده او را خبر دار کن

كله

همه ی درد ها را بگو

اللي انا فيه وصله

حرف و حدیث آن چه که من می کشم به او رسیده

ولا خلاص انا مش عالبال

و یا شایدم نه ، من اصلا درفکر او جایی ندارم !

اشواقي اللي فيا صعب تهون عليا

سخت است که بخواهم اینگونه به سادگی از تمام دلتنگی و شور و اشتیاقی که در قلبم وجود دارد بگذرم

ده حبيبي و عينيا

او عشق من و چشمان من است

مهما بعاده عليا انا طال

هر چقدر که جدایی از او طول بکشد

ترجمه از پیمان بیگی است . استفاده از ترجمه ی وبلاگ تنها با ذکر نام مترجم و آدرس وبلاگ بصورت لینک مجاز است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 8:43 PM  توسط مجتبی  | 

كاظم الساهر - ترجمه البوم الرسم بلكلمات 2009(بخش اول)

كاظم الساهر

ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات



مو طبيعي

الحان الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : كريم العراقي
توزيع : د. فتح الله أحمد


لا والله انت مو طبيعي كم مره حلفت لي انتهى الموضوع

نه به خدا تو طبیعی نیستی چند بار قسم خوردی که دیگر همه چیز تمام شده است


وينك من شفتها صرت ترجف وجمرات انتقامك نزلت دموع

کجای پس؟ وقتی او را دیدی شروع به لرزیدن کردی و گداخته های انتقامت اشک شد و جاری شد


رحت انت الجريح وتخلق أعذار وايديك بحضن ايديها نامت اسبوع

و تو زخم شده شدی( رفتی ) و بهانه می آوردی و دستهایت در آغوش دستهایت یک هفته آرام گرفت ( خوابید )

حن ولان الغضبان نسى الاحزان والحرمان

مهربان شد و چون عصبانی بود ، غم ها و ممنوعیت ها را فراموش کرد


مجرد ضحكت وقالت يا زعلان كذب يحتل مكانك يوم انسان

فقط خندید و گفت ای کسی که قهر کردی محال است ( دروغ است ) انسانی جای تو را بگیرد


بديت من القلب تضحك وبست بشفايفك جرحك

و از ته دل شروع به خندیدن کردی و با لبهایت زخمی را که ایجاد کردی بوسیدی


يا قلبي بزعلك وصلحك مثل بركان أحسّك بين الضلوع

ای قلب من با قهر بودنت و آشتیت همچون آتشفشانی در میان دنده هایم


لا والله انت مو طبيعي .

نه به خدا تو طبیعی نیستی


انتظرها يا قلب متأسفه تقول بدمعه تجاملك أو عذر مقبول

ای دل ! منتظرش باش که متاسفم بگوید ، با اشک همدردی کند و یا با بهانه ای قابل قبول


لسه انت بسببها كتلة هموم وكوابيس الظنون وقلة النوم

هنوز تو به سببش، غده ای از درد و کابوس های گمان و کمی خواب هستی


إنتبه إصحى إهرب مليتني أحزان

توجه کن ، بیدار شو ، فرار کن ، من رو از اندوه پر کردی


حريتك معك وتريد سجّان .
آزادیت در اختیار توست و تو زندانبان می خواهی


ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************

600
بوسه
الحان الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : كاظم السعدي
توزيع : حسام كامل


يللي دلالك زايد وياي ليش معاند

ای که نازت بسیار است با من چرا لجبازی می کنی


هيه 600 بوسة وكل شي منك رايد

600 بوسه از تو می خواهم و همه چیز از تو می خواهم


محتاج أمشي سنتين من الحاجب للعين

دو سال لازم است که از ابرو تا چشم راه بروم


يا حبي ماخذنى وين توّنس يل قلبك بارد


ای عشقم مرا کجا می بری ؟ خوش باش ای کسی که بی خیالی


يللي دلالك زايد وياي ليش معاند
هيه 600 بوسة وكل شي منك رايد

ست الحسن محلاها روحي تمشي وراها

سرور زیبایها ، چه زیباست ! جونم در پی او می رود


من حقها لو تتباهى حلوه ونجمها صاعد
حق دارد اگر فخر فروشی کند ، زیباست و


إبتسم كاس الهوى من طيب نفسك

لبخند بزن ، جام عشق از نیک بودن روح توست


أكو غيرك حلو بس ماكو نفسك

به جز تو زیبا وجود دارد لیک همچو تو نیست


أريدك يا حبيبي تبوس نفسك

ای عشق من از تو می خواهم خودت را ببوسی


بس بداخلك تنويه لي

ولی در درونت منظورت من باشم
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************


اسكت
كلمات كريم العراقى
الحان كاظم الساهر



اسكـــــت اسكــــــــت يكفينى جرحك

ساکت شو ساکت شو ، زخمت برای من کافیست


انا سامحت الجميع

من همه را بخشیدم


مدرى ابكى ولا اضحك

نمی دانم بگریم یا بخندم


بـــــــارد دمك فظيـــــــع

عجیب است اشکت بسيار سرد است


اسكــــــــــت اسكــــــت

ساکت شو ساکت شو


تشكينى بين اصحابى

میان دوستانم از من گله می کنی


ومنك مرضى وعذابى

و بیماری و عذابم از توست


اسكت واخجل من ذنبك

ساکت شو و از گناهت خجالت بکش


انا مو مثلك ابيــــــع
من همچون تو نمی فروشم


والله ما اكرهـــك

به خدا از تو متنفر نیستم


بس غاضب وزعــــــــلان

فقط عصبانیم و قهرم


دربك زرعت الوفا

در راه تو وفا را کاشتم


وكان الحصاد حرمــــــــان

و برداشت ممنوعیت و اندوه بود


خذلان صدمه اسفه

ذلت اتفاقی تاسف برانگیز است


نكران دامى شنيع

انکاری خونین و ناگوار
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************

دخت وين الباب
الحان الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : كريم العراقي
توزيع : د. فتح الله أحمد


دخت وين الباب وأنا ببابك

گیج شدم که در کجاست و من در در توام


شسوى بيّ يا حبيبي غيابك

دوری تو با من چکار کرد ای عشق من


خبر جاني اليوم صحتك مو تمام

امروز خبری به من رسید که حالت خوب نیست!


جيتك أسرع حتى من طير الحمام

حتی سریعتر از کبوترها به تو رسیدم


عذبت قلبي يا سلطان الغرام

قلبم را عذاب دادی ای سلطان عشق



قرة عيوني حبيبي وصاحبي

نور چشمانم ای عشق من و یار من


لا توخذني لأني عصبي

از من ناراحت نشو چون عصبی هستم


هدّي ثوراتي وطفي غضبي

انقلاب هایم را آرام کن و غضبم را خاموش کن


وشوفني رشة عطر بثيابك
و مرا چون عطری پخش شده در لباسهایت ببین

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 5:50 PM  توسط مجتبی  | 

میریام فارس - وحشنی ایه

  

میریام فارس

وحشنی ایه ؟

البوم : نادینی

وحشني ايه من ده الي دايبة فيه

برای چه دلتنگ هستم؟ این چه کسی هست که برایشآب شدم ؟
انا هموت عليه والله روحي فيه

من برایش می میرم به خدا وجودم در اوست
وما بشوف عينيه يدق قلبي

وقتی که چشم هایش را می بینم ف دلم می تپد
واخبي ليه والنبي فيها ايه

و برای چه پنهان کنم ؟ به پیامبر قسم اشکالی دارد ؟
انا لي حسه بيه بتقول كلام عينيه

این من هستم که او را حس ( درک ) می کنم که چشم هایش حرف می زنند
يكون علقني بيه يا انا يا قلبي

من و دلم را به خودش وابسته کرد
x2

فيها ايه خايف يقول

مگر چه اشکال دارد ؟ می ترسد که بگوید
انا مش حقول كل الي حسه بيه

من همه چیزی را که نسبت به او حس می کنم را نمی گویم
على ايه كل الغرام

به خاطر چه همه ی عشق ها
حتى الكلام باين اهو في عينيه

و حتی حرف ها در چشمانش ظاهر شده اند ؟
ده حنيني وشوقي ليه

این شوق و صحبت من است
دايما يزيد من قد ايه بدريه

که همیشه در حال زیاد شدن است ... تا چه اندازه مدارایش کنم ؟

يا غرام انا لو حكيت عن شوقي ليه

ای عشق اگر از اشتیاقی که نسبت به او دارم حرف بزنم
ما يكفنيش ايام
روز ها و سال ها کفایت نمی کند
وسنين عمري في هواه

و سال های زندگی من در عشق او گذشت
فاتت اوام عدت ولا الحلام

گذشت آرزو ها حیف شد
يا حرام باين عليه بلمعة عينيه بيداري احلى غرام

و در برق چشمانش زیبا ترین عشق ها ظاهر می شوند

ترجمه از ولید ساتکین است . با ذکر منبع و مترجم استفاده از مطالب بلامانع است .

 دانلود ترانه : دانلود بصورت rm

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 7:10 PM  توسط مجتبی  | 

لطيفه - لو فاكر

 

لو فاكر

 

لو فاكر أى حاجة ليا

اگر تو فكر مني

وصعبت عليك وجيت فى بالك

و به تو سخت گرفتم و در خاطرت آمدم

لو قلبك لسة كان عليا

اگر دلت تا كنون براي من بود

تنسانى ليه

براي چه مرا فراموش ميكني

وللا اللى جرالى مش كفاية

و اگر نه آنچه بر من گذشت بر من كافي نيست

طب د أنا من يوم ما قالوا راجع

پس اين منم كه از آن روز كه گفتند برگشته است

وأنا ردت روحى تانى فيا

و من روحم براي باري ديگر به من برگشت

مستنى أية

منتظر چه هستي

فى كل طريق مشيته معاك بنادى عليك

به هر صورتي با تو راه آمدم و تو را صدا ميزنم

فى كل الناس بشبّة فيك ومش بلاقيك

هر كسي را تو ميپندارم و تو را نميبينم

ساعات باشوفك قدامى

ساعت هاي زيادي تو را جلوي خودم ميبينم

وأقول هاعيش

و ميگويم زندگي ميكنم

يادوب مافيش

سوختن در عشق امكان پذير نيست

وأرجع أضحك على حالى

و باز ميگردم و به خودم سير ميخندم

حصلى أيه

چي گيريم اومد

دا كلة ليه

اين همه براي چي

معقولة دة اللى بيجرالى

آيا اين كه بر من ميگذرد سزاوار من است ؟

فاكراك لو حتى مش فاكرنى

به فكر تو هستم حتي اگه به من فكر نكني

وهواك جوايا محتجالك

و عشق تو در درون من است و به تو نيازمندم

لو تعرف قد أية واحشنى

اگه بدوني منو چقدر نگران خودت كردي

وهموت عليك

و براي تو خواهم مرد

مش عارفة أزاى بعدت عنى

نمي دانم چگونه از من دور شدي

وقدرت تعيش فى يوم حياتك

و توانستي در روزي از زندگي ات زندگي كني

دا أنا لو يا حبيبى عايشة بعدك

اگر عزيز من در دوري تو دارم زندگي ميكنم (زنده ام)

على حبى ليك

من سر عشقم به تو هستم

 دانلود ترانه

ترجمه از سايت ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 7:4 PM  توسط مجتبی  | 

كاظم الساهر - ها حبيبي

 

ها حبیبی

 

ها حبيبي مو على بعضك أحسك

عزیزم تو را مثل همیشه احساس نمی کنم

ها حبيبي لخاطري لا تأذي نفسك

عزیزم به خاطر من خودت را ازار نده

منو زعلك ؟ أنت

چه کسی تو را ناراحت کرد؟

مني تزعل لك والله زعل الدنيا كلها ولا مكروه يمسك

از من ناراحت می شوی بخدا تمام دنیا را ناراحت می کنم

ولی نمی گذارم دست مکروهی تو را لمس کند

أبتسم هدي أعصابك

تبسم کن و ارام باش(اعصابت را ارام کن)

خل راسك بين أيديا

و سرت را میان دستانم بگذار

وأخذ بوسة صلح مني كافي تدلل علياّ

و از من بوسه دوستی بگیر وناز کردن برای من کافیست

لك أدلل عليّا أدلل عليّا

نه برای من ناز کن ناز کن

يا هبة ربي من السما وأجمل هدیه

ای نعمت خداوند از اسمان و زیباترین هدیه

راح للعشرة أعيد لك

تا ده برایت می شمارم

واحد . عشرة

یک . ده

شو تعال بوسني كم مرة أبوسك حبيبي

بیا مرا ببوس و ببین چند بار تو را می بوسم حبیبی

بيدي أمشط لك حبيبي

با دستان خودم موهایت را شانه می کشم

وأمسح دموعك بأيديا

و اشکهایت را با دستانم پاک می کنم

آه منك من جمالك حتى دمعك جاذبيه

اه از تو و از زیباییت حتی اشکهایت جذاب هستند

لك أدلل عليّا أدلل عليّا

نه برای من ناز کن ناز کن

يا هبة ربي من السما وأجمل هدية

ای نعمت خداوند از اسمان و زیباترین هدیه

راح للعشرة أعيد لك

تا ده برایت می شمارم

واحد . عشرة

یک . ده

دانلود ترانه

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 7:1 PM  توسط مجتبی  | 

اصاله نصری - حیاتی

اصاله

اصاله نصری

حیاتی

 

حياتي اجمل ما فيها اني بعيش

زیباترین چیز زندگی من است که در آن زندگی می کنم

من غير ما فكر في حاجة متهمنيش

و تا زمانی که به چیزی فکر نمی کنم آن برای من اهمیت ندارد

اهم حاجة فحياتي

مهمترین چیز در زندگی من

اني بعشق حياتي

اینست که من عاشق آنم

وعلى يوم بحاول افكر فالي فات فالي عدى والي ممكن یوم يكون ميهمنيش

و روزی که من سعی کنم چیزی که از دست رفته و چیزی که گذشت و چیزی که ممکن است صورت بپذیرد ، برای من اهمیت ندارد

احساس جمييل اني اكون

احساس زیبایی است که من

عايشة الحياة من غير هموم

دنیا را بدون غم و غصه بگذرانم (زندگی کنم)

عايشة كل ثانية فيها

در هر لحظه از آن زندگی می کنم

اعشق ادوب

دوست دارم که بسوزم در عشق

احلم اطيرر

و در رویا ببینم که پرواز کنم

السحاب حياتي

ابر های زندگی من

حياتي

زندگی من

حياتي

زندگی من

وانا حرة فيها

و من در آن آزادم

ديما بحاول اكون

همیشه سعی می کنم باشم

اني اكون انا

که خودم باشم

بتحدى كل الكون

روبروی کل دنیا می ایستم

واملى الدنيا غنى

و دنیا را مالامال از ترانه می کنم

اهم حاجة فحياتي

مهمترین چیز در زندگی من

اني بعشق حياتي

اینست که من عاشق آنم

وعلى يوم بحاول افكر فالي فات فالي عدى والي ممكن يكون ميهمنيش

و روزی که من سعی کنم چیزی که از دست رفته و چیزی که گذشت و چیزی که ممکن است صورت بپذیرد ، برای من اهمیت ندارد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:3 PM  توسط مجتبی  | 

الیسا و فضل شاکر - جوا الروح

الیسا و فضل شاکر

الیسا و فضل شاکر

جوا الروح

 

بألك شو بألك بدي الك اني بحبك

به تو می گویم ، ببین چه می گویم ، می خواهم به تو بگویم دوستت دارم

 

كلمة حبيبي ياحبيبي صغيره عليك 

کلمه ی عشق من ، که ای عشق من برای تو کوچک و کم است

 

بعشق صوتك كلامك وعينيك 

عاشق صدا ، کلام تو و چشمانتم

 

أنتي بألبي وجوا الروح 

تو در دل و در اعماق وجود منی

 

حاسس بغرامك وين ما بروح 

عشق تو را هر کجا که می روم احساس می کنم

 

ضميني وقولولي حبيبي  ، بحبك أنا ...

من را نزد خود نگهدار و به من بگو  ای عشق من ، دوستت دارم

 

البي ماصدق ولا شاف بطيبة قلبك ، بتغار عليه

دل من باور نکرد و پاکی دل تو را ندید ، و به آن حسادت می ورزد

 

اد الدني بموت عليك ، عمري ابتدا بلمسة من ايديك ..

به اندازه ی دنیا برای تو می میرم ، و زندگی من با یک لمس دست تو آغاز شد

 

مافي الک مافي غرامك شو عامل فيه مابدي غيرك حبيبي ، بحبك أنا ..

نمی توانم به تو بگویم، نمی توانم (توان گفتن این را به تو ندارم ) ، ببین عشق تو با من چه کرده است ، کسی جز تو را ندارم  ای عشق من ، دوستت دارم

 

أنتي بألبي وجوا الروح

تو در دل و در اعماق وجود منی

 

حاسس بغرامك وين ما بروح 

عشق تو را هر کجا که می روم احساس می کنم

 

ضميني وقولولي حبيبي  ، بحبك أنا ...

من را نزد خود نگهدار و به من بگو  ای عشق من ، دوستت دارم

 

ترجمه از گروه ترجمه سایت ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:1 PM  توسط مجتبی  | 

أم كلثوم-سيرة الحب

 سيرة الحب

كلمات الشاعر مرسي جميل عزيز

الحان الموسيقار بليغ حمدي

ام کلثوم

 

طول عمري بخاف من الحب وسيرة الحب وظلم الحب لكل أصحابه

در تمام عمرم از عشق و اسم عشق ( حرف و حدیث عشق ) و ظلمی که عشق به تمام یارانش داشته می ترسیدم

وأعرف حكايات مليانه آهات ودموع وأنين والعاشقين دابوا ما تابوا

و حکایاتی که پر از آه ها و اشک ها و ناله ها هست می دانم و عاشقان مست شدن و توبه نکردند

طول عمري بقول لا أنا قد الشوق وليالي الشوق ولا قلبي قد عذابه

در تمام عمرم می گویم که نه من اندازه ی شوق و نه شب های شوق و نه قلبم اندازه ی عذابش است

وقابلتك انت لقيتك بتغير كل حياتي

و با تو روبرو شدم و تورا کسی که زندگیم را تغییر می دهد یافتم

ما أعرفش إزاي حبيتك ما أعرفش إزاي ياحياتي

نمی دانم چگونه عاشقت شدم نمی دانم چگونه ای زندگی من

من همسة حب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل علي بابه

از نجوای عشق مرا عاشق یافتی و در عشق ذوب می شوم و  و شب و روز بر درش

******

فات من عمري سنين وسنين شفت كتير و قليل عاشقين

سال ها و سال ها از عمرم گذشت و بسیار دیدم و کم عاشق دیدم

اللي بيشكي حاله لحاله واللي بيبكي علي مواله

كسي كه حال و روز خودش را با خودش در میان می گذارد و کسی که برای شعرش گریه می کند

أهل الحب صحيح مساكين

درست است که اهل عشق مسکین هستند

ياما الحب نده على قلبي ما ردش قلبي جواب

چه بسا که عشق قلبم را صدا کرد و قلبم جوابی نداد

ياما الشوق حاول يحايلني واقول له روح يا عذاب

چه بسیار که عشق می خواست مرا گول بزند و بهش گفتم برو ای عذاب

ياما عيون شاغلوني لكن ولا شغلوني

چه بسیار چشمانی که قصد مشغول کردنم را داشت و لکن مشغولم نکردن

إلا عيونك انت دول بس اللي خدوني وبحبك أمروني

جز این چشمان تو که مرا بردند و مرا به عشقت امر کردن

أمروني احب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل على بابه

به من فرمان عاشق شدن دادن و مرا عاشق یافتی و در عشق ذوب می شوم و شب و روز بر درشم

******

ياللي ظلمتوا الحب وقلتوا وعدتوا عليه قلتوا عليه مش عارف إيه

ای کسانی که به عشق ظلم کردید و گفتید و نزدش برگشتید ، در مورد آن نمی دانم چه گفتید

العيب فيكم يا في حبايبكم أما الحب ياروحي عليه

ايراد یا درشماست یا در معشوقه هایتان ، اما عشق که فدایش شوم

في الدنيا ما فيش أبدا أبدا أحلى من الحب

در دنیا  اصلا قشنگ تر از عشق نیست

نتعب نغلب نشتكي منه لكن بنحب

خسته می شویم ، چیره می شویم ، از آن شکایت می کنیم ، اما عاشق می شویم

ياسلام ع القلب وتنهيده في وصال وفراق

درود بر دل و غمش در وصال و فراق

وشموع الشوق لما يقيدوا ليل المشتاق

و شمع های اشتیاق آن زمان که شب مشتاق را در بند می گیرند

يا سلام ع الدنيا وحلاوتها في عين العشاق

درود بر دنیا و شیرینیش در چشم عاشقان

أنا خدني الحب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل علي بابه

عشق مرا برد و مرا عاشق یافتی و در عشق آب می شوم و شب و روز بر درشم

******

يا اللي مليت بالحب حياتي أهدي حياتي إليك

ای کسی که با عشق زندگیم را پر کردی ، زندگیم  را به تو تقدیم می کنم

روحي.. قلبي.. عقلي.. حبي كلّي ملك ايديك

وجودم ، قلبم ، عقلم  ، عشقم ، تمام وجودم از آن توست

صوتك.. نظراتك.. همساتك شيء مش معقول

صدایت ، نگاهایت ، نجواهایت ، چیزی باور نکردنی است

شيء خللي الدنيا زهور على طول وشموع علي طول

چیزی که دنیا را برای همیشه پر از شکوفه و شمع کرد

الله يا حبيبي على حبك وهنايا معاك الله يا حبيبي يا حبيبي الله الله

به به ای عشق من به این عشقت و خوشیم با توست به به ای عشق من

ولا دمعة عين جرحت قلبي ولا قولة آه

نه اشک چشمی ، دل من را آزرد و نه گفتن آهی

ما بقولش في حبك غير الله الله يا حبيبي على حبك الله الله

چیزی نمی گویم در عشقت جز به به ای عشق من به عشقت به به

من كتر الحب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل على بابه

از زیادی عشقم مرا عاشق یافتی و در عشق ذوب می شوم و شب و روز بر درشم

ترجمه از گروه ترجمه سایت ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 10:23 PM  توسط مجتبی  | 

فیروز - حبیتک بالصیف

حبيتك بالصيف

فيروز

فیروز

 

بايام البرد وايام الشتي

در روزهای سرما و در روز های زمستان

والرصيف بحيرة والشارع غريق

و پیاده رو دریاچه و خیابان غرق آب است

تيجي هاك البنت من بيتا العتيق

و آن دختر از خانه ی قدیمیشان می آید

ويقللا انطريني وتنطر عالطريق

و بهش می گوید منتظرم باش و سر راه منتظر می ماند

ويروح وينساها وتدبل بالشتي

و می رود و فراموش می کند و در زمستان خیس می شود

حبيتك بالصيف

در تابستان عاشقت شدم

حبيتك بالشتي

در زمستان عاشق شدم

نطرتك بالصيف

در تابستان منتظرت شدم

نطرتك بالشتي

در زمستان منتظرت شدم

وعيونك الصيف وعيوني الشتي

و چشمانت تابستان و چشمانم زمستان

وملقانا يا حبيبي  خلف الصيف وخلف الشتي

و دیدارمان ای عشق من پشت تابستان و پشت زمستان است

مرقت الغريبة عطيتني رسالة

غريبه رد شد و به من نامه ای داد

كتبها حبيبي بالدمع الحزين

عشقم با اشک های اندوه ان را نوشته بود

فتحت الرسالة حروفا ضايعين

نامه را گشودم ، حروفی گمشده بودن

ومرقت ايام وغربتنا سنين

 و روزها گذشت و سال ها ما را از هم دور کرد

وحروف الرسالة محيها الشتي

 و حروف نامه را زمستان محو کرد

                     ترجمه از گروه ترجمه سایت ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 10:22 PM  توسط مجتبی  | 

يا سي السيد

الاغنيه : يا سي السيد

معني : اي سرور آقايان

المغنيه : نانسي عجرم

شاعر : فوزي ابراهيم

آهنگساز : محمد سعد

آلبوم : يا طبطب

کشور : لبنان 

 

نانسی عجرم

 
يا سي السيد
ای سرور آقایان
 متحكم ليه يا سي السيد
برای چه خود را همچون فرمانروایی می پنداری
 و معاند ليه يا سيد السيد
ای سرور آقایان برای چه با من لجبازی می کنی

ايه بتعاند قلبك ليه
چرا در برابر قلبت سرسختی نشان می دهی
 و تاعبني في حبك ليه
چرا من را در عشق خود خسته می کنی
ده الحب السيد و احنا ملك اديه
این عشق است ای مرد و ما در دستان عشق می باشیم

 

غاوي تجنني
می خواهی که من را دیوانه کنی
 و الا انت فاكر ان الحب كده
و یا اینکه تو فکر می کنی که عشق اینگونه می باشد
كده كده تتعبني
اینگونه من را خسته کنی
 و لامتى يا سيدي انا قلبي حيرضى بده
و قلب من تا کی می تواند به کارهای تو تن در دهد ای مرد من

 

ده انا ليل و نهار
این من هستم که به هنگام روز و شب
 و انا بالي في هواك محتار
تمام فکرم به خاطر عشق تو پریشان و آشفته می باشد
يا ابو قلب عنيد و سايبني في نار
ای کسیکه دارای قلبی سرکش می باشی و من را در آتش عشق رها کرده ای


ما الك غير حبي
تو به غیر از عشق من هیچ چیزی نداری
 و انت اللي حتيجي في يوم  و تقولي انا
و این تو هستی که روزی به سراغ من خواهی آمد و به من می گویی
انا انا داب قلبي
که من قلبم در عشق تو سوخت
 و في بعدك عدى علي اليوم بسنة
و در دوری از تو هر روز همچون سالی برای من سپری می شود

 

نانسی عجرم

 

کلمه ها

 معاند : لجبازی می کنی , سرسختی می ورزی

عنيد : لجباز, سركش

تجننی : من را دیوانه کنی

فاکر : فکر می کنی

کده : اینگونه

ده : این

محتار : پریشان , آشفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:15 PM  توسط مجتبی  | 

خوانندگان زن و تا هميشه مجرد باقي ماندن ..!!

در عالم هنر و شهرت , تمام مقياس هاي خوشبختي تغيير پيدا مي کند و يک هنرمند زن تبديل به يک ستاره براي طرفدارانش مي گردد. به همين دليل از اينکه بخواهد با کسي ارتباط برقرار کند ، يا عشق کسي را در دل خود احساس کند واهمه دارد .مبادا که اين کار در زندگي هنري و مقدار طرفداران او تاثيري بگذارد  ..!! وليکن سوالي که در اينجا مطرح مي شود اين است ، که آيا هنر استحقاق اين را دارد که يک زن , آرزوي داشتن خانواده و فرزند و همسر را فداي آن کند ؟

 

 

بسياري از هنرمندان زن لبناني با وجود سن بالايي که دارند ، هنوز مجرد هستند. وليکن هر کدام از آنها وضعيت و پاسخ متفاوتي دارند. اليسا در اين باره مي گويد : من هيچ وقتي براي ازدواج ندارم و تمام وقت من را هنر فرا گرفته است  ,وليکن با وجود اين خواهان اين هستم که براي يک بار , فرزندي را به سرپرستي قبول کنم و اينگونه طعم مادر بودن را بچشم .

 

باسکال مشعلاني مي گويد : اکنون تمايل بيشتري به ازدواج دارم و بيش از گذشته به اين امر مي انديشم. بعد از آنکه اداره ي کارهايم را به شرکت هاي خاصي واگذار کردم ، زمان بيشتري را براي گذراندن اوقات خود يافتم. البته درست است که من در ابتدا از جمله هنرمنداني بودم , که با ازدواج مخالفت داشته اند و آن را همچون مانعي در مسير پيشرفت هنر مي دانستند ، وليکن اکنون به فکر ازدواج با شخص مناسبي افتاده ام ، که بتوانم با او تشکيل خانواده بدهم.

 

 

کارول سماحه

 

کارول سماحه که در حال تجربه کردن داستان عشقي مي باشد ، که تازه شروع شده است مي گويد : من مايل هستم که فرزندان زيادي داشته باشم , و آنها من را مادر صدا بزنند و خواهان اين هستم که پدر فرزندانم , يک انسان شاد و سخاوتمند و دوستدار نيکي و خوبي باشد. ملاک من براي پيدا کردن يک همسر زيبايي نيست و اهميتي به اين نمي دهم که همسرم زيبا يا نازيبا باشد ، وليکن بايد شخصي باشد که بتواند باعث امنيت من شود و من را در برابر فشارهايي که بعضا در کار هنري بر من وارد مي آيد حمايت كند.

 

در همين بين الين خلف , که زمانی داستان عشقی را همراه با مدير سابق کارهايش جيجي لامارا گذرانده بود ، بعد از داستان عشق طولاني که منجر به شکست شد مي گويد : يکي از عواملي که باعث شد نتوانم هيچ شخص مناسبي را براي ازدواج برگزينم , اين بود که داستان عشق خود به جيجي را براي همه بازگو کردم. و از هم اکنون سعي مي کنم که تمام زواياي شخصي زندگي خود را از ديگران پنهان سازم.

 

 

امل حجازی

 

امل حجازي نيز که داستان عشقي را به مدت هفت سال همراه با مدير کارهايش شربل ضومط سپري مي کند , مي گويد : اکنون من تنها به فکر انتشار ترانه و آلبوم هاي زيبايي هستم و ازدواج چيزي است که روزگار آن را براي ما قسمت مي سازد.

 

نجوي کرم نيز که به صورت ناگهاني با مدير جشن هايش ، يوسف حرب ازدواج کرد و به همان سرعت نيز از او جدا شد مي گويد : من آرزوي اين را دارم که يک انسان و معشوق مناسبي را بيابم و شکست در ازدواج قبلي , مانع از اين نمي شود که من ديگر به ازدواج فکر نکنم.

 

و به همين سان هنرمندان زن ديگري همچون نانسي عجرم , مادلين مطر ، نيللي مقدسي در انتظار شاهزاده اي سوار بر اسب مي باشند که بتوانند او را به همسري بپذيرند.

 

ترجمه خبر از : هلناي عزيزم

 

منبع خبر : l7en.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:13 PM  توسط مجتبی  | 

عبدالحلیم حافظ - زی الهواء

زي الهوا
غناء: عبدالحليم حافظ



الحان....بليغ حمدي

كلمات...محمد حمزة
زي الهوا يا حبيبي زي الهوا

همچون عشق ای عشق من همچون عشق
وآه من الهوى يا حبيبي آه من الهوى

 وآه از عشق ای عشق من آه از عشق
وخذتني من إيدي يا حبيبي ومشينا

و مرا از دستم بردی ای عشق من و رفتیم
تحت القمر غنينا وسهرنا وحكينا

و در زیر ماه خواندیم و شب را به صبح رساندیم و حرف زدیم
وفي عز الكلام سكت الكلام

و در اوج کلام ، کلام ساکت شد
وأتاريني ماسك الهوا بإيدية

و خود را با در دست گرفتن عشق یافتم
وآه من الهوى يا حبيبي

و آه از عشق ای عشق من

* * *
وخذتني ومشينا والفرح يضمنا

و مرا بردی و رفتیم و شادی ما را در آغوش گرفت
ونسينا يا حبيبي مين إنت ومين أنا

و فراموش کردیم که تو کی هستی و من کیم!
حسيت إن هوانا ح يعيش مليون سنة

و احساس کردم که من میلیون ها سال زندگی خواهم کرد
وبقيت وانت معايا الدنيا ملك إيدية

 و ماندم و تو با منی ، و دنیا در دست من است
أأمر على هوايا تقول أمرك يا عينية

به عشقم فرمان می دهم و می گوید امر توست ای چشمان من
وفي عز الكلام سكت الكلام
وأتاريني ماسك الهوا بإيدية
وآه من الهوى يا حبيبي

* * *
خايف ومشيت وأنا خايف

 ترسیدم و رفتم و من می ترسم
إيدي في إيدك وأنا خايف

دستانم در دست تو و من می ترسم
خايف على فرحة قلبي

نگران شادی دلم هستم
خايف على شوقي وحبي

نگران شوق و عشقم هستم
وياما قلت لك أنا

و چه بسیار به تو گفتم
واحنا في عز الهنا

و ما در آخر خوشبختی هستیم
قلت لك يا حبيبي

به تو گفتم ای عشق من
لا أنا قد الفرحة ديّ

من در حد و اندازه ی این شادی نیستم
وحلاوة الفرحة ديّ

و شیرینی این شادیم
خايف لا في يوم وليلة

و می ترسم که در یک روز و شب
ماألاقكش بين إيدية

تو را بین دستهایم نیابم
تروح وتغيب عليّ

می روی و از من دور می شوی
وقلت لي يا حبيبي ساعتها

و وقتش گفتی ای عشق من
دي دنيتي إنت اللي ملتها

تو دنیای منی که آن را پر کردی
وفي عز الكلام سكت الكلام
وأتاريني ماسك الهوا بإيدية
وآه من الهوى يا حبيبي

* * *
وخذتني يا حبيبي ورحت طاير طاير

و مرا بردی ای عشق من و پرواز کنان رفتم
وفتني يا حبيبي وقلبي حاير حاير

و گذشتیم ای عشق من و قلبم حیران است
وقلت لي راجع بكرة أنا راجع

و به من گفتی فردا بر می گردم ، من بر می گردم
وفضلت مستني بآمالي

و همراه با امیدهایم  باقی ماندم
ومالي البيت بالورد بالشوق بالحب بالأغاني

و خانه را با گل ، شوق ، عشق و ترانه پر کردم
بشمع قايد بأحلى كلمة فوق لساني

با شمع فروزان با زیباترین کلمات بر روی زبانم
كان ده حالي يا حبيبي لما جيت

اين حال من بود ، آن زمان که تو آمدی
رددنا الغنوة الحلوة سوى

با هم ترانه زیبا را خواندیم
ودبنا مع نور الشمع .. دبنا سوى

و همراه با نور شمع آب شدیم
ودقنا حلاوة الحب .. دقناها سوى

و شیرینی عشق را با هم چشیدیم
وفي لحظة لقيتك يا حبيبي زي دوامة هوا

و در یک ان تو را بلبل عشق یافتم ای عشق من
رميت الورد طفيت الشمع يا حبيبي

گل ها را پرتاب کردم و شمع را خاموش کردم ای عشق من
والغنوة الحلوة ملاها الدمع يا حبيبي

و ترانه زیبا را اشک پر کرد


ترجمه از گروه ترجمه سایت ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:10 PM  توسط مجتبی  | 

زيبارويان عربي به سوالات کنجکاوانه ي خبرنگاران پاسخ مي دهند :

با وجود اينکه زيبايي صورت و همچنين داشتن رفتاري مناسب يکي از مهمترين شاخص هايي است , که باعث جلوه بخشيدن به يک زن مي شود, وليکن بدن زن نيز يکي از مهمترين ويژگي هاي ظاهري اوست, که در صورت عدم تناسب, ممکن است که مشکلاتي را براي يک زن ,به خصوص يک زن هنرمند به وجود بياورد.

 

در دنياي امروزه ي هنر, اکثر هنرمندان معروف, در پي هر چه متناسب تر کردن بدن و چهره ي خود مي باشند ,و در اين راه حاضرند که پول هاي کلاني نيز مصرف کنند. وليکن آيا خرج کردن پول باعث مي شود که به آن ايده آل خود برسند.؟!

 

اين سوال بهانه اي شد تا مصاحبه ي دوستانه و در عين حال کمي جسورانه اي را, با عده اي از هنرمندان زن انجام بدهيم, و در اين مصاحبه سوالاتي را مطرح کنيم که شايد کمتر کسي تاکنون از آنها پرسيده است.

 

البته هيچ جاي تعجب نيست که بيشتر هنرمندان زن هرگز از چهره و بدن خود راضي نيستند و همچون بسياري از زنان , نگران اضافه وزن خود مي باشند.

 

 

مایا نصری

 

 

چه قسمتي از بدنت را بيشتر از بقيه ي قسمتها دوست داري؟

 

سيرين عبد النور : کمر و ساق پاي باريکم را بسيار مي پسندم ,که البته اين چيز در خانواده ي ما موروثي مي باشد.

 

مايا نصري : شانه هاي متناسب و همچنين لگن خود را بسيار دوست دارم.

 

مي عزالدين : هيکل ظريفم که باعث حسادت تمام اطرافيان و دوستاني شده است, که هميشه در پي رژيم هاي سخت براي لاغر کردن خود بوده اند.

 

کارول سماحه : شانه هاي پهنم را بسيار مي پسندم , زيرا با بدنم تناسب زيبايي پيدا کرده اند.

 

نيکول سابا : انگشت هاي پايم.

 

روبي : من حالت گردن و همچنين رنگ پوست بدنم را بسيار دوست دارم , زيرا حالت گردنم باعث مي شود که حسي از غرور در چهره ي من به وجود بيايد.

 

 

 

سرین عبدالنور

 

چه قسمتي از بدنت باعث بيزاري تو مي شود؟

 

سيرين عبد النور : دلم مي خواهد کمي چاقتر بشوم , زيرا احساس مي کنم که بيش از حد لاغر هستم , وليکن کاري از دستم برنمي آيد.

 

مايا نصري : اينکه بدنم آمادگي زيادي براي چاقي دارد ,و به سرعت فربه مي شوم باعث نگراني من شده است , و به همين دليل, بايد توجه زيادي به برنامه ي غذايي خود داشته باشم, که مبادا باعث اضافه وزن من بشود.

 

مي عزالدين : قد کوتاهم.

 

کارول سماحه : از اينکه اضافه وزن پيدا کنم بيزار هستم.

 

نيکول سابا : از شانه هايم چندان راضي نيستم , زيرا کوچک هستند.

 

روبي : از چشمانم چندان راضي نيستم , زيرا هميشه آرزو داشتم که کاش چشماني به رنگ سبز داشتم ,و به همين دليل بيشتر وقت ها, از لنزهاي رنگي استفاده مي کنم و البته از اضافه وزن خود نيز رنج مي برم.

 

 

روبی

 

آيا تاکنون عمل زيبايي انجام داده اي؟

 

سيرين عبد النور : تاکنون هيچ عمل زيبايي انجام نداده ام, وليکن مخالف عمل هاي زيبايي نيستم و برعکس تصور مي کنم که عمل هاي زيبايي ,راه حل بسيار مناسبي براي کساني است که از داشتن بيني بزرگ, يا قسمت نامناسبي در بدن خود ناراضي هستند.

 

مايا نصري : بله بر روي بيني ام, البته اين عمل زيبايي خيلي وقت پيش صورت گرفته است.

 

مي عزالدين : براي چه بايد عمل زيبايي انجام دهم, در حاليکه من در ابتداي جواني هستم, و خدا را شکر مي کنم که چهره و بدنم را متناسب آفريده است.

 

کارول سماحه : بله عمل زيبايي را بر روي دندان هايم انجام دادم, و همچنين لب هاي خود را پف دادم, زيرا باعث زيباتر شدن چهره ام مي گردد.

 

نيکول سابا : بله يک عمل زيبايي بر روي بيني ام انجام دادم.

 

روبي : خير.

 

 

کارول سماحه

 

اگر بنا باشد که روزي عمل زيبايي را انجام بدهي چه چيزي را در بدنت تغيير خواهي داد؟

 

سيرين عبد النور : با صراحت عرض مي کنم که در اين فکر هستم که عمل زيبايي را بر روي بيني خود انجام دهم, وليکن نامزدم مخالف اين عمل مي باشد ,و با صراحت به من گفت که يا بايد عمل زيبايي را انتخاب کنم و يا او را ! و البته من بعدها فهميدم که اين نعمت از جانب .خداوند به من اعطا شده است, و بهتر هست که همانگونه که خدا آفريده است باقي بماند.

 

مايا نصري : هر زمان که به سن کهولت و پيري قدم گذاشتم, خواهان اين هستم که عمل زيبايي بر روي چين و چروک هاي صورتم انجام دهم.

 

مي عز الدين : صراحتا عرض مي کنم که آرزو دارم عمل زيبايي اختراع شود, که طي آن بتوانند که اندازه ي قد را افزايش دهند.

 

کارول سماحه : عمل هاي زيبايي را بسيار مي پسندم, و هرگز هيچ عيبي در اين نمي بينم که شخصي که مشکلي در بدن خود دارد, با انجام دادن عمل زيبايي آن را رفع کند. يکي از قسمت هايي که مايل به انجام دادن عمل زيبايي بر روي آن هستم ,چانه ي من هست که خواهان ظريفتر کردن آن هستم ,زيرا احساس مي کنم که چانه ي کنوني ام باعث شده است که چهره اي سنگدل و بدون ترحم به من ببخشد.

 

نيکول سابا : خواهان اين هستم که شانه ام را پهن تر کنم.

 

روبي : خواهان تغيير دادن چيزي در بدن خود نيستم.

 

 

 می عزالدین

 

به نظر تو کدام هنرمند غربي يا شرقي مي باشد که داراي بدني ايده آل و متناسب است؟

 

سيرين عبد النور : به نظر من مانکن غربي, ايل ماکفرسون داراي بدني بسيار زيبا و متناسب مي باشد به حدي که به او لقب the body را داده اند. البته بدن آنجلينا جولي و همچنين جنيفر لوپز که تمام خصوصيات زنانه را به همراه دارد را نيز مي پسندم.

 

مايا نصري : آنجلينا جولي.

 

مي عز الدين : يسرا.

 

کارول سماحه : هيفا وهبي به عنوان يک هنرمند شرقي , و بيونسه به عنوان هنرمند غربي.

 

نيکول سابا : ديمي مور.

 

روبي : سعاد حسني.

 

آيا از اندازه ي قد خود راضي هستي ؟ و هيچ وقت آرزو نکردي که کاش کمي بلندتر يا کوتاه تر بودي؟

 

سيرين عبد النور : اندازه ي قد من بسيار طبيعي است, و من هرگز شکايتي از اين مورد نداشتم, بلکه برعکس بسيار از آن راضي هستم.

 

مايا نصري : خير. من تصور مي کنم که اندازه ي قد من بسيار متناسب و مثال زدني است.

 

مي عز الدين : از طول خود ناراضي نيستم, وليکن آرزو داشتم که کمي بلندتر بودم.

 

کارول سماحه : اندازه ي قد من 170 است, که بسيار از آن راضي هستم و هرگز مايل به بلندتر شدن نيستم ,زيرا مي دانم که قد بسيار بلند, باعث کمتر شدن خصوصيات زنانه ي يک زن مي شود.

 

نيکول سابا : خير , طول من در دسته ي طول هاي متوسط است , و من از آن راضي هستم.

 

روبي : اندازه ي قد من متناسب است , وليکن آرزو داشتم کمي بلندتر بودم.

 

مردان معمولا تو را چگونه وصف مي کنند؟

 

سيرين عبد النور : مردان زندگي من معمولا من را يک دختر کلاسيک وصف مي کنند, که هميشه به دنبال زيبايي طبيعي و آرايش هاي کمرنگ و ملايم است.

 

مايا نصري : اوه عجب خانم محترمي!

 

کارول سماحه  : عجب زن هاي کلاسي!

 

نيکول سابا : بمب !

 

روبي : کلئوپاترا زيرا رنگ پوست من شبات زيادي به رنگ پوست او آنطور که تاريخ نويسان نوشته اند دارد.

 

منبع  : اخبار الحن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:4 PM  توسط مجتبی  | 

کاظم الساهر - مدینه الحب

مدینه الحب

 

 

مدينة الحب أمشي في شوارعكِ

شهر عشق ، درخیابان هایت راه می روم
وأنا أرى الحب محمولاً بأكفانِ

و من می بینم که عشقبا کفن ها  حمل می شود
صبوا العذاب كما شئتم علی جسدي

عذاب را همان گونه که می خواهید بر روی جسدم بریزید
فلا شهود علی تعذيب سجان

و هیچ شهودی نیست که شکنجه دهنده را ببیند
رجعت للدار امشي فوق نيراني

به سوی خانه برگشتم و روی آتش های خود راه می روم
کفا لكف يقود خطايا حرماني

وبس است راندن با دست هایی که با رانندگی خود گناهان حرمان کشیده را به جلو می برند
هل من مجيب انا في الباب منتظر؟

آیا کسی هست ، من در جلوی در منتظرم
لا احمل الورد احمل طوق احزاني

من گل را حمل نمی کنم ، طوق غم های خود را حمل می کنم
ذهبت مع الريح فاصحو يامدللة

همراه با باد رفتم ، بیدار شوید ای نازنین
عيناي شفتاي اعصابي خيالي دمي

چشمانم ، لب هایم ، احساساتم ، خیالم و خونم
اه يبحثون عنها بين احضاني

وای در بین آغوشم می گردند
قلم الاساس و حول صورتها

اساسشرا بنویس و  پیکره ی آن را تغییر بده
متظاهرين کشعب خلف قضبان

تظاهر کنندگان(کسانی که تظاهر می کنند) مانند ملتی پشت میله های زندان هستند
اريدها اليوم شمعتنا حبيبتنا لازاد لانوم

شمع عشق خود را امروز می خواهم نه غذایی
اسياد كاسيادي

بزرگان ، مانند بزرگان من
ياايها القوم ياجسدي وعاطفتي

ای ملت ، ای جسدم و عاطفه ام
كفی ملاما فجلد الذات ادمان

ملامت بس است ، پوسته و جلد ضمیر از بین رفت
صفعت وجهي اهذا يازمان انا انا انا انا ؟؟؟

خویشتن را نگریستم ، و به زمان گفتم آیا این منم ؟ منم ؟
انا الذی الحب اخرسني واعماني
من همانم که عشق مرا کور و لال کرد
بعد الفراق رايت الصبر شيعني

بعد از دوری دیدم که صبر مرا بعد از مردن تشیع کرد
في صحوة الفجر امشي مشي سكران

در صبح دم راه می روم ، راه رفتن مستانه
يخيفني الليل والذكری تعذبني

شب مرا پنهان می کند و یادآوری آن مرا به عذاب می اندازد
وحارب النوم ذاكرتي واجفاني

و خواب با فکرم جنگید و با من قهر کرد
صفعت وجهي اهذا يازمان انا انا انا انا ؟؟؟

خویشتن را نگریستم ، و به زمان گفتم آیا این منم ؟ منم ؟
انا الذی الحب اخرسني واعماني
من همانم که عشق مرا کور و لال کرد

ترجمه از پیمان بیگی است . استفاده از مطالب وبلاگ تنها با ذکر نام مترجم و منبع بصورت لینک مجاز است .

 دانلود ترانه : rm     mp3  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:2 PM  توسط مجتبی  | 

شذی - روح

شذی حسون

 

 

روح

 

آهنگ روح از شذی حسون رو یکی از بینندگان وبلاگ درخواست کرده بودند که ما هم ترجمه کردیم . اگه ترانه ای هست که ترجمه ی اونو نمی دونید تو نظرات بنویسید تا ما هم در اسرع وقت ترجمه کنیم .

روح مابدي غرامك روح ولا بدي ياك

برو ، عشق تو را نمی خواهم ، برو و نمی خواهم با تو باشم
لا بسكوتك لابكلامك لابحنانك لابقساك

نه با سکوتت ، نه با حرف زدنت و نه با دلسوزیت و نه با سنگ دلیت
صعبة حياتي بدونك بعرف راح اشتاق وأغار

زندگی من بدون تو سخت است بدون که دوباره مشتاق خواهم شد و حسادت می کنم
لكن أهون من وجودك حدي وأنا بقلبي نار

ولی راحت تر از وجودت به اندازه ای که من و آتش در قلب من است
كنت أهلي وكل ناسي كنت لقلبي الأمان

تو کس و کار من بودی و جای همه کس من بودی و برای قلب من امنیت بودی
الزمان غدار قاسي وانت اقسي من الزمان

روزگار ، خیانت کار و سنگ دل و تو از روزگار هم سنگ دل تری

ترجمه از پیمان بیگی است . استفاده از ترجمه فقط باذکر نام مترجم و آدرس وبلاگ بصورت لینک فقط مجاز است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:1 PM  توسط مجتبی  | 

صابر الرباعی - سیدی منصور

صابر الرباعی

 

 

سیدی منصور

 

يا ... يا... يا يا ... يا يا ... يا ... يا ... عيوني
ای ... ای .... ای ... ای .... چشمم
الله الله
يا بابا و السلام عليك يا بابا ، سيدي منصور يا بابا و نجيك نزور يا بابا
الله الله ای بابا ، سلام بر تو ای پدر ، آقای من پیروز باشی ، ای پدر می آییم و تو را زیارت می کنیم
هاي هاي هاي
أشهد بالله يا بابا، ما عشقت سواه يا بابا
گواهی می دهم ای بابا جز او عاشق کسی نشدم
جرح الحبيب يا بابا علاش صعيب
يابابا ، شحال يتيم يا بابا، ملهوف عليك يابابا
ای بابا چرا زخم معشوق سخت است ؟ همچون یتیمان سرگشته ی تو هستم ای بابا
و نجيك يا سيدي و نجيك يا سيدي، بشموع في إيدي بشموع في
إيدي
شمع در دست ای آقای من نزد تو می آییم
و النار في قلبي و النار في قلبي ، تحرق وريدي تحرق وريدي

آتش قلبم رگ گردنم را می سوزاند
ياي ياي ياي و كحيل العين
يا بابا ، حلو الخدين يا بابا
زیبا گونه ای ای بابای من ( گونه های تو زیبا هستند ) و با چشمان سرمه زده
حلو و مغرور يا بابا ، وعيونه بحور يا بابا ،
و غرقت معاه يا بابا
زیبا و مغرور ای بابا و چشمانش دریاست ای بابا و غرق آن ها شدم
عذبني جفاه يا بابا ، كحيل العين يا بابا ، أخذ قلبي
الى فين يا بابا
قهرش مرا آزار می دهد ای بابا ، چشم سر مه زده ، دلم را به کجابرد ؟
سيدي واسيني سيدي واسيني ، إحكي و حاكيني إحكي و
حاكيني
حرف بزن و مرا به حرف زدن وادار ای آقای من مونسم شو
صبّر لي حالي صبّر لي حالي ، على اللي ناسيني على اللي ناسيني

بر کسی که مرا فراموش کرد صبرم بده
ترجمه از ولید ساتکین و علی عقیلی فرد است . استفاده از مطالب وبلاگ تنها با ذکر نام مترجم و آدرس وبلاگ بصورت لینک مجاز است .

 دانلود ترانه : rm     mp3  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:1 PM  توسط مجتبی  | 

تبكي الطيور

سلام به همه ي دوستان خوبم . اميدوارم كه حالتون خوب باشه . امروز ترانه اي رو از يكي از خوش صدا ترين خواننده هاي عرب بنام وائل كفوري براتون در نظر گرفتم بنام تبكي الطيور . اميدوارم كه خوشتون بياد . در مورد ترانه ي بسيار زيباي بحبك انا كتير كه من خودم خيلي دوستش دارم هم بايد بگم من سعي مي كنم كه در هفته جاري ترجمه اش رو براتون بزارم تو وبلاگ .این هم به خاطر خواهر گلم سیما

 

                                                    

 

دانلود ترانه : تبكي الطيور

دانلود كليپ تصويري : تبكي الطيور

درخواست ترانه از : غزاله خانم ، پگاه خانم و مينا خانم و سوگند خانم

ترجمه از : عشاق الساهر

الاغنيه : تبكي الطيور
معني : پرندگان گريه مي کنند
المغني : وائل كفوري
شاعر : الاميرتركي السديري
آهنگساز : سلامه شاهين
کشور : لبنان

 

تبكي الطيور
پرندگان گريه مي کنند
تذبل زهور
گلها پژمرده مي شوند
ترحل شموس
خورشيد بي فروغ مي شود
و يبقى ظلام
و تاريکي همه جا را فرا مي گيرد
ضاع الكلام
تمام حرفها گم مي شود
والله حرام
به خدا گناه دارد
قدر ينسى و عيونه تنام
روزگار دردها را فراموش مي کند و با آسودگي به خواب مي رود

 

حلمي يموت
خوابهايم مي ميرند
وأجد الرياح
و باد خواب هايم را با خود مي برد
 و تحيا هموم
غم ها تازه مي شوند
و تبقى جراح
و تنها زخم ها هستند که باقي مي مانند
باكر يعود
آيا فردا خواهد رسيد
ما اظن يعود
نه فردايي در کار نيست
مات الغرام
عشق مرد

 

اجمع جروحي
سعي مي کنم دردهايم را فراموش کنم
همي و نوحي
تمام ناله ها وغصه هايم را
اسهر ليالي
شب ها را بيدار مي مانم
و هو ينام
و او با خيال راحت به خواب مي رود

 

هانت عله عشرة زمان
چه طوربه همين سرعت عشقمان را فراموش کرد
راح الوفى وين الأمان
ديگر وفايي وجود ندارد پس آن مهرباني کجا رفت
يا ما بايدي داويت حبيبي
چه قدر با دستهايم غم را از وجودش پاک کردم
الى نسى كل الي كان
تمام چيزي را که بين ما بود فراموش کرد


والله ما بيدي داويت حبيبي
به خدا اين من بودم که تمام غم ها را از ياد او مي بردم
الى نسي كل الي كان
او تمام احساس  بينمان را فراموش کرد

همي كبير كبر الجبال
غمم بزرگ است به بزرگي تمام کوه ها
جرحي عميق عمق البحار
زخمم عميق است به عمق تمام دريا ها 
كان عيب بطيبي
تمام گناه من صداقتم بود
اراضي حبيبي
اين که مي خواستم عشقم راضي باشد

 

 

                                       دانلود كليپ تصويري تبكي الطيور

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 10:43 AM  توسط مجتبی  | 

ترجمه ترانه انا وليلي از خواننده محبوبم کاظم الساهر

انا و ليلي  

خواننده كاظم الساهر

شاعر حسن المرواني الاحوازی

مترجم : عبدالله بريهی 

مـــاتت بمحـــراب عينيك ابـــتـــهـالاتي

دعاهاي من در محراب چشمانت مردند

(ابتهالاتي =ابتهل دعا و تضرع)

واستسلمت لــــريـــــاح الـــــيأس رايـــاتي

پرچم هاي من در برابر بادهاي نا اميدي تو تسليم شدند

(رايه ،رايات = پرچم،علم،علامت)

جـفـت عـلـى بـابـك الـمـوصـود أزمـنتي

پشت در بسته تو لحظه هاي من به نا اميدي منجر شد

ليلى ومــا أثـــمــــرت شيئاً نـــــداءاتـــــي

ليلا و فريادهاي من هيچ ثمري ندادند

(النداء= فراخواندن،صدا)

عامان مـــا رف لـــي لحـــن على وتـــر

دو سال است كه هيچ لحني از من سيم سازي را تكان نداده

(وتر سيم سازها چون تار،سه تار،عود،زرياب،...)

ولا استـفــاقــت عــلــى نــور ســمـاواتــي

و آسمانهايم از هيچ نوري بيدار نشده اند

(استفاقت،استفاق=برخاست، بيدار شدند)

اعتق الـــحـــب فـــي قلـــبي وأعصـــره

عشق را در قلبم كهنه خواهم كرد و آنرا فشار خواهم داد

(اعتق= كهنه خواهم كرد)

(اعصره= فشار وارد كردند)

فـــأرشـــف الـهـم فـــي مغبرّ كــاســـاتــي

و اندوه را در جامهايم تا آخرين قطره خواهم خورد

ممـــــزق أنـــــا لا جـــــاه ولا تــــــرف

من پاره پاره اي هستم بي شكوه و بي برخورداري از زندگي

(ممزق = پاره پاره)

(ترف = كسي كه از زندگي خوب برخوردار باشد)

يـــغـــريـــكِ فـــيَّ فــخــلــيـنـي لآهــاتـــي

تو در مورد من فريب داده شده اي، پس مرا به آه هاي خودم بگذار

لـــو تعصـــريـــن سنين العمــر أكملـــها

اگر تمام سالهاي عمرم را كاملا بفشاري

لــســال مــنــهــا نــزيــف مــن جـراحاتـي

كه از زخمهايم چگونه خون جاريست

( نزيف = خونريزي )

لـــــو كنت ذا تـــــرف مـــا كنت رافضة حـبـي

اگر من در زندگي از چيزي برخوردار بودم تو عشقم را رد نمي كردي

( ترف = كسيكه از زندگي خوب برخوردار است)

ولـكـن عـسـر الحـال، و فقر الحال ، و ضعف الحال مـــأسـاتـــي

در حالي كه تنگدستي، فقر و ضعف من ... اينها از بدبختيهاي زندگي من هستند

(عسر = نداري ، تهيدستي)

(ماساه = فاجعه ، فجايع)

عــــــانيت و عانيت لا حـــــزنــــي أبــــوح بـــــه

سختي كشيدم ، سختي كشيدم اما نه اندوهم را آشكار كردم

ولــســت تــدريــن شـيـئـاً عــن معـانــاتـي

و نه تو چيزي از مشكلات من مي داني

(معاناة = مشكلات ، سختي ها)

أمشـــي وأضـــحـــك يـــا ليلى مـــكابـرةً

راه ميروم و ميخندم اي ليلي ما به دروغ

عـلـّي أخـبـي عـــن الـــنـاس احـتـضاراتي

شايد كه بتوانم از مردم دردهايم را پنهان كنم

لا النـــاس تعــرف مــا خطبي فتعــذرني

مردم مي دانند كه چه بر سرم آمده است به اين جهت معذورم ميكنند

ولا سبــــيل لــــديـــــهم فــــي مــواســاتي

و نه راهي براي همدردي با من پيش رويشان است

(مواساة = همدردي كردند)

يــرســو بجفني حــرمــان يمــص دمــي

در مژگانم محروميتي است كه خونم را مي مكد

(حرمان= محروميت)

ويــســتــبــيــح إذا شــاء ابــتـــســـامــاتـي

و اگر بخواهد خنده هايم را بدزدد

(يستبيح، استباح = به غارت بردن)

معــذورة أنتِ إن أجهضــت لـــي أمـــلي

تو معذوري اگر آرزوهايم را از بين بردي

لا الــذنــب ذنــبــك بــل كــانــت حـمـاقاتي

گناه، گناه تو نيست بلكه من تاوان حماقيت هاي خودم را ميدهم (كه تو را

انتخاب كردم و عاشق تو شدم)

أضعت في عــرض الصحـــراء قـــافلتي

در گستره صحرا كاروانم را گم كردم

(اضعت= چيزي را گم كردن)

(عرض = پهنه،گستره)

و جئيت أبـحث في عينيك عن ذاتــي

و آمده ام تا در چشمان تو در پي وجود خويش بگردم

وجـئـت أحـضـانـك الـخضــراء منتشــياً

و آمده ام كه در آغوش سر سبز تو باشم

كالطــفل أحــمل أحــلامـــي الـبـريـــئـــاتِ

همچون طفلي كه آرزوهاي معصومانه خود را در دست گرفته ام

غــرســـت كـــفـــك تـجـتـثـيـن أوردتــي

تو دستت را فرو كردي كه گل مرا از بُنُ و ريشه بكني

وتــســحــقــيــن بـــــلا رفــق مــســراتــي

و بدون هيچ اعتناي آروزهاي مرا بر باد كردي

واغربتاه...

واي از غربت!... واي از غربت!

مضاعٌ هاجـرت سفنـي عنـي

گم شده اي هستم كه كشتيم مرا گذاشت و به كوچ رفت

ومـــا أبـــحـــرت مـــنـــهـــا شـــراعـــاتي

در حالي كه من بادبانهايم را براي دريا بلند نكرده بودم

نُفيــت واستــوطــن الأغــراب فـي بلدي

تبعيد شدم و بيگانگان در سرزمين من ساكن شدند

(اغراب = غريبه ها و بيگانگان)

و دمروا كـــل أشــيــائــي الــحــبــيــبـات

و تمام اشياء كه من آنها را دوست داشتم ويران كردند

خـانتك عينــاك فــي زيــف وفــي كــذب

با دروغ و تقلب چشمان تو به من خيانت كردند

(زيف = تقلب)

أم غــــرّك الـبــــهـرج الـخداع … مولاتي

يا آنكه تو را بانوي من! آن متقلب دروغ گو فريب داد

فــراشــة جئت ألــقــي كــحــل أجنحتــي

پروانه اي بودم كه آمدم تا بالهايم را نزد تو سرمه بكشم

لديـك فـاحـتـرقــت ظــلــمــاً جــنــاحــاتــي

كه به ستم بالهايم را آتش زدي

أصيـح والسيف مــزروع بخــاصــرتــي

فرياد ميزنم در حاليكه شمشير در پهلويم فرو رفته است

والـغـدر حـطــم آمـــالــي الــعــريــضــات

ولي پيمان شكني، آرزوهاي بزرگم را از بين برد

وأنــــت أيضــــــاً ألا تبّـــــــت يــــــداكِ

تو هم، دستت بريده باد

إذا آثــرتِ قـتـلـي واســتــعــذبــت أنّــاتــي

اگر خواستي مرا بكشي

من لـي بحـذف اسمـك الشفـاف من لغتي

             بر من منت بگذار با حذف نام شفافت از لغت هاي من

إذاً ســتــمــســي بـــلا ليلى حــكـــايــاتـــي

  تا حكايتهاي من بدون ليلي شب را به سحر برسانند

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 10:40 AM  توسط مجتبی  | 

ولا بيهمني :

 بچه هه امروز تولد یکی از دوستامه و خیلی نوال الزغبی رو دوست داره همچنين هديه اي از آثار نوال الزغبي رو بعنوان كادوي تولد بهش تقديم مي كنيم . اميدواريم هميشه موفق ، سلامت و شاد در پناه خداوند مهربون باشه .

 

 

دانلود ترانه : ولا بيهمني

 

تقديم به : دختر خاله عزیزم

 

ترجمه از : مجتبی

 

الاغنية : ولا بيهمني

 

معني : اصلا برايم اهميتي ندارد

 

المغنيه : نوال الزغبي

 

آهنگساز: حمدي صديق

 

آلبوم : بلاقيه في زماني

 

کشور : لبنان

 

لهجه ي : ترانه مصري

 

 

ولا بيهمني ابدا منهم

هيچ کدام از آنها برايم اهميتي ندارند

ايه يعني اكون حلوة في عينهم

هرگز به اين فکر نمي کنم که آيا در پيش چشمان آنها زيبا هستم يا نه

لا كلامهم يشغلني

حرفهايشان نمي تواند فکر و ذهن من را مشغول کند

ولا يوم حيغيرني

و يا اينکه سرشت من را تغيير دهد

 

بس يهمني اني

تنها چيزي که برايم مهم است

ابقى صحيح شغلاك

اين است که بتوانم تو را وادار کنم که به من فکر کني

 

ايه يعني لو قالولي

برايم اصلا مهم نيست که چه حرفهايي به من مي زنند

او حتى يحلفولي

و يا حتي برايم سوگند ياد مي کنند

ويقولو كلام يقولوا

هر حرفي که مي خواهند بگذار بزنند

عن طبعك في الغرام

حرف هاي زيادي در مورد سنگدلي تو در عشق به من گفتند

حبك عالبال تملي

وليکن عشق تو در فکر و وجود من مي باشد

دايما بالشووق واصلني

و من را هميشه به مرحله ي دلتنگي مي رساند

ما تحلي المر حلي

بيا و تمامي اين تلخي ها را به شيريني تبديل کن

وتسيبك من الكلام

و تمامي حرفهايي که مردم مي زنند را فراموش کن

 

انا شلتك بالرموشي

من تو را بر روي چشمان و مژه هايم قرار دادم

وقولو ما يقولوشي

هر حرفي که بزنند و هر سخن چيني که بگويند

حنسى العالم واجيلك

من دنيا را فراموش خواهم کرد و به سوي تو خواهم آمد

باشارة من عينيك

تنها با يک اشاره ي چشمان تو

اطمن يا حبيبي

آسوده باش عزيزم

ده مفيش غيرك حبيبي

که به غير از تو هيچ عشق ديگري وجود ندارد

بوهبلك عمري كله

من تمامي زندگي خويش را فداي تو مي کنم

وحياتي بين ايديك

و هستي من در دستان تو مي باشد

 

 

کلمه ها

 

منهم : از آنها

 

بس : تنها , فقط

 

عن : درباره ي , در مورد

 

حلي : شيرين کن

 

حلاوه : شيريني

که در زبان ايراني از کلمه ي حلوا به عنوان يک نوع شيريني استفاده مي شود

 

يحلفولي : برايم قسم بخورند , سوگند ياد کنند

 

حلف : قسم , سوگند

 

الرموش : مژه ها

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:19 PM  توسط مجتبی  | 

انا الانسان - دیانا حداد

سلام به همه ي دوستان عزيزمون ، ترانه ي بسيار زيباي انا الانسان رو از ديانا حداد تقديم مي كنيم به همه ي دوستداران و طرفداران ديانا حداد . در ضمن حتما اين ترجمه رو بخونيد خيلي خيلي زيباست .

 

 

دانلود ترانه : انا الانسان

 

ترجمه از : مجتبی

 

الاغنية : انا الانسان


معني : من همان انسان هستم


المغنية : ديانا حداد


شاعر : كريم العراقي


آهنگساز : سمیر صفیر


کشور : لبنان

 

أنا الانسان والنسيان ثوبي
من همان انسان هستم و فراموشي لباسي است که بر تن دارم
أنا وكلمة أنا اول ذنوبي
من همان من هستم و کلمه ي من سر آغازيست براي  تمامی گناه هايم


اطالب بالعدل لو کنت مظلوم
هنگامیکه خود را ستم دیده ببینم , خواهان عدالت هستم
واظلم لو كنت ببرج عالي
و هنگاميکه به قله اوج مي رسم , شروع به ستمگري مي کنم

 

نسانی اللي عل كتافي رفعته
آن شخصی را که همچون باری بر روی دوشم قرار دادم من را فراموش کرد
ونسیت اللي على كتافه رفعني
و آن کسی که من را بر روی دوشش نهاد از یاد بردم
كم غصن بيدي وثمر قطعته
چه شاخه هایی که در بین دستانم دارم و چه ریشه هایی که نابود کردم
ولحم طير البراري ما شبعني
و هیچ گاه از خوردن گوشت پرندگان سیر نشدم

 

اذا املك القوة انسى عقلي
هنگامیکه به جاه و مقام می رسم فکر و اندیشه ام را از یاد می برم
اذا أملك المال استعبد اهلي
و زمانیکه به پول و ثروت می رسم خانواده خویش را در دور دست ها رها می کنم

 

وقت الخطا ادفع غيري للنار
زمانیکه کار نادرستی انجام می دهم باعث می شوم که شخص دیگری در آتش اشتباه من بسوزد
لا اقتنع ولا أشبع كيف ما صار
نه به این راضی می شوم که به گناه خویش اعتراف کنم و نه از آن عبرت می گیرم , هر چه می خواهد بشود
اريد الارض كل الارض ملكي
می خواهم که تمامی زمین و جهان را از آن خود کنم
وانا اللي يكفيني منها بضعة أشبار
جهانی که تنها چند وجب از آن برای من کافی می باشد

 

بهمسلك في اذنك أنا مثلك
به آهستگی در گوشت نجوا می کنم که من نیز مانند تو هستم
يمهلك ربي بس لا ما يهملك
خداوند به تو فرصت نیکی می دهد ولیکن هرگز از تو غفلت نمی کند

 

ما اظلمك يا انسان و ما اقساك
هیچ موجودی به اندازه تو سنگدل و بیرحم نمی باشد ای انسان
من هالدنيا اش راح تاخذ منها وياك
چه چیزی از این دنیا می خواهي به همراه خود ببری
جيت الوحدك و ترجع وحدك
تو تنها به این دنیا آمده ای و تنها از این دنیا خواهی رفت
تراب بتراب وإيش نساك
چه باعث شد که فراموش کنی که ما از خاکیم و به خاک بازخواهیم گشت

 

 

 

کلمه ها

 

 

نسیان : فراموشی


ذنوبی : گناهانم


ثمر : ریشه , ثمره


لا اشبع : سیرنمی شوم


بهمسلک : در گوشت نجوا می کنم


الوحدک : به تنهایی


تراب : خاک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:16 PM  توسط مجتبی  | 

بیوگرافی خواننده های عربی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:49 PM  توسط مجتبی  | 

نانسی عجرم - الدنیا حلوه

سلام به دوستان عزيزمون ، ترانه ي بسيار زيبايي از آلبوم جديد نانسي عجرم با نام الدنيا حلوة رو براتون انتخاب كرديم و اميدواريم از اين ترانه لذت ببريد .

 

 

 

نانسی عجرم

 

 

دانلود ترانه : الدنيا حلوة

 

ترجمه از : مجتبی

 

الاغنيه : الدنيا حلوة

 

معني : جهان زیباست

 

المغنیه : نانسی عجرم

 

آلبوم : شخبط شخابیط

 

لهجه ی ترانه : مصری

 

کشور : لبنان

 

 

 

 

 

الدنيا حلوة و احلى سنين

جهان زیباست و این سالها باشکوه ترین سالهای زندگی می باشند

بنعيشها و احنا يا ناس عاشقين

و ما در حالیکه به یکدیگر عشق می ورزیم در این جهان زیبا زندگی می کنیم

ننسى اللي فاتنا و نعيش حياتنا

تمام چیزهای ناخوشایندی را که در گذشته اتفاق افتاده اند فراموش می کنیم و همراه با شادی به زندگی خود ادامه می دهیم

عالحب متواعدين

در حالیکه با یکدیگر پیمان عشق بسته ایم

 

انسى

فراموش کن

 

كل الأحبة اتنين اتنين

تمام عاشقان در گروه های دو نفره در حال معاشقه هستند

متجمعين في الهوا دايبين

و با یکدیگر در هوای عشق غرق شده اند

على ايه تكشر و ليه تفكر

برای چه نگران و آشفته هستی و به چه فکر می کنی

ده العمر كله يومين

این دنیا تنها دو روز است

 

انسى

فراموش کن

 

انسى اللي راح على طول على طول

آن کسی که تو را برای همیشه  ترک کرده است فراموش کن

ما تسيبش زعلك مرة يطول

اجازه نده که غم و غصه برای مدت طولانی در وجودت باقی بماند

افرح شوية و اضحك شوية

کمی خوشحالی کن و لبانت را برای لحظه ای به لبخند بگشا

كدا خلي روحك عالية و هاي

و اینگونه با صبر و تحمل در برابر مشکلات روحت را سربلند نگه دار

 

و يا قلبي غني كمان و كمان

و ای قلب من همچنان ترانه و آواز بخوان

وصل غنايا لكل مكان

و صدای ترانه های من را به گوش همه برسان

و انا لو عليا دلوقتي جاية

و من اگر که بتوانم هم اکنون در سراسر جهان به راه می افتم

علشان اقول يا زعل باي باي

تا به تمام غم و غصه هایی که در جهان وجود دارد بگویم خداحافظ ای غم و غصه

 

 

الحب غير معنى الكون

عشق توانست که به این جهان بیکران مفهوم و معنای تازه ای ببخشد

خلاله شكل و طعم و لون

باعث شد که این جهان شکل و رنگ و لذت باشکوهی بیابد

سكر زيادة لأ مش بعاده

این همه شیرینی و لذت خارج از تصور من است

ده انا حاسة اني هطير

من خود را همچون پرنده ای احساس می کنم که خواهان بال گشودن و پرواز کردن می باشد

 

 

احنا اللي بالحب صالحنا

ما عشق را همچون ندای صلح و دوستی در جهان قرار دادیم

ايامنا و ارتاحت روحنا

و عشق باعث شد که روزها و همچنین وجود ما به آرامش دست پیدا کند

فوت و عدي علشان تعدي

اگر در کوره راه زندگی به مشکلی برخورد کردی بدون ترس از آن مشکل عبور کن تا بتوانی به مسیرت را در راه زندگی ادامه دهی

 

و ارتاح من التفكير

و اجازه نده که افکار ناخوشایند باعث دل نگرانی و آشفتگی تو بشوند

 

انسى

فراموش کن

 

 

 

 

 

کلمه ها

 

ننسی  : فراموش می کنیم

 

نعیش : زندگی می کنیم

 

متواعدین : پیمان بسته ام

 

ده : این

 

علی طول : برای همیشه

 

شویه : کمی

 

وصل  : برسان

 

هطیر : پرواز خواهم کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:44 PM  توسط مجتبی  | 

مریم :

سلام به همه دوستان عزيزم . این هم ترانه از خوانننده محبوب (جورج وسوف) بنام مریم بچه اهنگش خیلی قشنگه گوشش بدید ضرر نمکینید.

 

 

 

 

 

دانلود ترانه : مريم

 

تقديم به : الياس عزيز

 

ترجمه از : مجتبی

 

الاغنیه : مریم


المغنی : جورج وسوف


شاعر: محمد بن خليفة

 
آهنگساز : ابراهيم جمعه


کشور : سوریه

 

 

 

زانت بعودتك الحياة و اقبلت
با برگشت تو زندگي زيبا گشت و راضي شد
بعد الكآبة طلقة تتبسم
که بعد از آن همه رنج و خستگي به روي من لبخند بزند
حتى الوجوه الشاحبات من الأسى
حتي چهره هاي رنگ پريده اي که به علت دوري و ظلم به اين حال و روزافتاده اند نيز
فرحت و صارت بالهنا تترنم
شروع به شادي کردند و آواز خوشبختي سر دادند

 

يا وجه فاتنة الضحى يا فتنتي
اي چهره ي افسونگر سحرگاهي , اي آشوبگر دل من
بك مرحبا بك مرحبا يا مريم
خوش آمدي خوش آمدي اي مريم

 

و الليل حين رآكي بين ربوعنا
و شب , زمانيکه ورود تو را درسرزمين ما مشاهده کرد
سجدت كواكبه اليك تسلم
تمام ستارگان و هفت آسمانش را به سجده کردن در برابر تو واداشت

 

انفاسكي العطر الزكي حبيبتي
نفسهاي تو بوي مقدس پاکي  مي دهند عزيزم
طيب به عطر الخزامى مغرم
و تمام عطرهاي خوش بو , عاشق بوي نفس تو هستند
و الورد من خديك يسرق لونه
و گلها رنگهايشان را از رنگ و روي رخ تو مي ربايند
و به الشقائق حيث شبة تحلم
وگل شقايق زمانيکه شکوفا مي شود روياي رنگ چهره ي تو را مي بيند

 

و العود حين تنغمين تمله
و زمانيكه تو به خواندن مي پردازي ساز نيز از پا در مي آيد
اوتاره فهو الجماد الأبكم
زيرا از تارهاي خويش که موجودات بي روحي هستند خسته مي شود و آرزوي داشتن صداي تو را مي کند
و يغار منك الغصن مريم انت يا
شاخه هاي كوچک درختان به تو رشک مي برند و حسادت مي کنند اي مريم
غصنا بأسرار اللطافة ينعم
تو همان شاخه ي کوچک درختي هستي که راز زيبايي و ظرافت را در خود دارد

 

ها انت فضلت الوصال على النوى
تو در کنار من بودن را به دوري و جدايي ترجيح دادي
ان الوصال لداء قلبي بلسم
همانا که به هم رسيدن ما همچون مرهمي براي قلب من مي باشد
و علي جودي بالرضا انهي به
از لطف خويش به من ببخش و از من راضي باش تا بتوانم
شوقا بروحي ناره تتضرم
آتش اشتياقي و دلتنگي که در درون وجودم شعله ور شده است را خاموش کنم
فالقلب انت له النعيم قريبة
زمانيکه تو در کنار قلبم هستي قلب من همراه با خوشبختي به تپش در مي آيد
و بعيدة انت العذاب جهنم
و زمانيکه از من دور مي باشي رنج و درد آتش جهنم به سراغ من مي آيد
بل انت يا كل الحياة نديمه
 
تو اصلا همان زندگي هستي که در قلب من جريان دارد
و عليه غيرك حيث كنت محرم
و هر کجاي دنيا که قدم بگذارم تنها عشق تو را در سر دارم

 

 

کلمه ها

اقبلت : پذیرفت

الشاحبات : رنگ پریده , پژمرده

ربوعنا : سرزمین ما

یسرق : می رباید

الأبکم : بی روح , جامد

تتضرم : شعله ورمی شود

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 9:16 AM  توسط مجتبی  | 

هل عندکی شک

سلام دوستاي خوبم . اينم يه ترجمه از قيصر خواننده هاي عرب يعني كاظم الساهر ، بنام هل عندكي شك . كه دوست خوبم رضاي عزيز درخواست كردن .

 

                                                      

 

                                                     

 

دانلود ترانه از : هل عندكي شك

دانلود كليپ تصويري : هل عندكي شك

درخواست ترجمه از : رضاي عزيز

ترجمه از : مجتبی

المغني : كاظم الساهر عزيزم

الاغنيه : هل عندكي شك


هل عندك شك أنك أحلى وأغلى امرأة في الدنيا
آيا به حرفم شک مي کني وقتي مي گويم که تو زيباترين و باارزش ترين زن دنيا هستي
هل عندك شك
آيا به اين شک داري
وأهم امرأة في دنيا
و  هم چنين مهم ترين زن دنيا
هل عندك شك
آيا به حرفم شک داري

هل عندك شك أن دخولك في قلبي
آيا به اين شک داري که ورود تو به قلب من
هو أعظم يوم بالتاريخ وأجمل خبر في الدنيا
باشکوه ترين روز و بهترين خبر در تاريخ تمام جهان بود

هل عندك شك أنك عمري وحياتي
آيا به اين شک داري که تو وجود وتمام زندگي من هستي
وبأني من عينيك سرقت النار
و من از چشمان تو آتش عشق را دزديدم
 وقمت بأخطر ثوراتي
و حاضر شدم که براي به دست آوردنت خطرناک ترين کارها را انجام بدهم

أيتها الوردة والريحانة والياقوتة والسلطانة والشعبية والشرعية بين جميع الملكات
اي گل وبوي خوش و ياقوت و ملکه و قانون زندگي و خوبي در بين تمام ملکه هاي جهان

يا قمرًَا يطلع كل مساءٍ من نافذة الكلمات
اي ماه من که هر غروب از لابه لاي کلمه هايم متولد مي شوي
يا آخر وطن أولد فيه وأدفن فيه وأنشر فيه كتاباتي
تو آخرين سرزميني هستي که من قبرم را در آنجا بنا خواهم کرد و در آنجا مدفون خواهم شد و تمام کتاب هاي عشقم را در آنجا منتشر خواهم کرد

غاليتي أنتي غاليتي
تو تنها خواستني من هستي
  لا أدري كيف رماني الموج على قدميكِ
نمي دانم که چگونه توسط امواج دريا بر روي قدمهاي تو افتادم
لا أدري كيف مشيتي إلي
نمي دانم چگونه به سمت من آمدي
 وكيف مشيت إليك
و چگونه به تو نزديک شدم

دافئة أنتي كليلة حب
تو همچون شبهاي عاشقانه  گرم و پر حرارت هستي
 
من يوم طرقت الباب علي ابتدأ العمر
از روزيکه بر در خانه ام کوبيدي من دوباره متولد شدم

كم صار رقيقًا قلبي حين تعلم بين يديك
هنگاميکه در بين دستان تو بودم قلبم پراحساس ترين کلمه ها را آموخت
كم كان كبيرًا حظي حين عثرت يا عمري عليك
چه قدر من خوشبخت بودم که توانستم تو را به دست بياورم

يا نارًا تحتاج كياني
تو آتش عشقي هستي که وجود من به آن احتياج دارم
 يا فرحًا يطرد أحزاني
تو شادي من هستي که باعث فراموشي تمامي غم ها مي گردد
يا جسد يقطع مثل السيف ويضرب مثل البركان
تو آن وجودي هستي که من را همچون شمشير قطعه قطعه مي کند و همچون آتفشان باعث شعله ورشدن احساساتم مي گردد
يا وجهًا يعبق مثل حقول الورد
صورت تو همچون گلزاري من را از بوي خوش گلها سرمست مي کند
ويركض نحوی كحصان
 وهمچون اسب سفيد بالداري به طرف من مي آيد

 قولی قولی قولی قولي لي
 بگو بگو بگو به من بگو
كيف سأنقذ نفسي من أشواقي وأحزاني
چگونه مي توانم خود را ازاشتياق و عذاب اين عشق نجات بدهم
قولي لي ماذا أفعل فيكي أنا في حالة إدمان
به من بگو چه کاري مي توانم براي دور شدن از تو انجام بدهم در حاليکه من به اين عشق اعتياد پيدا کردم
قولي لي ما الحل
به من بگو چاره کارچيست
فأشواقي وصلت لحدود الهذيان
اشتياق و هيجان من به اين عشق به مرز ديوانگي و هذيان رسيده است

قاتلتي ترقص حافية القدمين بمدخل شرياني
قاتل احساساتم پابرهنه در بين رگهايم به رقص در مي آيد
من أين أتيت وكيف أتيت و
تو ازکجا و چطور به سراغ من آمدي
كيف عصفت بوجداني
و چگونه هستي من را نابود کردي

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 2:3 PM  توسط مجتبی  | 

نوال الزغبی - اغلی الحبایب

سلام به همه ي دوستان عزيز ، مدتي بدليل مشكلاتي نبوديم ، اميدوارم بتونيم بعد از اين بيشتر در كنار شما باشيم.

 

 

 

دانلود ترانه : اغلى الحبايب

 

دانلود كليپ تصويري : اغلى الحبايب

 

ترجمه از : مجتبی

 

الاغنيه  : اغلى الحبايب

 

معني : با ارزشترين معشوق

 

المغنية : نوال الزغبي

 

شاعر : احمد ماضي

 

آهنگساز : هیثم زیاد

 

کشور : لبنان

 

لهجه ی ترانه : لبنانی

 

 

 

 

تبقى اغلى الحبايب

تو با ارزشترین معشوق باقی خواهی ماند

مهما تبعد يا غايب انت كل الهوى

ای کسیکه از نگاه من پنهان شدی هرچقدر از من دور بشوی همچنان تنها عشق من باقی خواهی ماند

مين قالك بنسى حبك

چه کسی به تو گفت که من عشق تو را فراموش خواهم کرد

حبيبي كتير بحبك

عزیزم خیلی دوست دارم

لازم نرجع سوى

ما باید به سوی یکدیگر برگردیم و در کنار هم باقی بمانیم

 

 

قلبي لغيرك ما انكتب

روزگار نتوانست که دفتر قلبم را برای شخص دیگری بنویسد

صدق ما بعرف شو السبب

باور کن که نمی دانم علت این همه وابستگی چیست

انت حبيبي والعتب مرفوض

تو عشق من هستی و جای هیچ گونه شک و ملامتی نیست

تبعد انا ببقى انا

هر چقدر دور بشوی من همان دختر باقی خواهم ماند

ترجع انا بحبك انا

و اگر که به سراغ من بیایی من همچنان تو را دوست خواهم داشت

انت انا تنسی الهوی ممنوع

تو همان من هستی و اجازه نداری که عشق ما را از یاد ببری

 

 

بعدك مراح اعرف حدی

بعد از تو خواهان هیچ کس دیگری نیستم

لا بسمع صوت ولا صدى

دیگر نه صدایی خواهم شنید و نه پژواک صدایی در من تاثیر خواهد گذاشت

انت غرامك بالقلب والروح

عشق تو در اعماق قلب و وجود من حک شده است

حبك هنا بعدك ضنى

عشق تو همان سعادت و دوری از تو رنج کشیدن است

عنك انا مالي غنى

دیگر نمی توانم که هیچ ترانه ای بخوانم

سحرني بكلامك يا حبيب الروح

عزیز دلم تو تمام هستی مرا با حرفهای خود افسون کرده ای

 

 

 

 

کلمه ها

 

تبقی : باقی خواهی ماند

 

مهما : هر چقدر

 

کل : تمام

 

لازم : باید

 

صدق : باور کن

 

السبب : علت سبب

 

صدی : پژواک صدا

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 1:59 PM  توسط مجتبی  | 

ما تروحش بعید(از من دور نشو)

سلام دوستاي خوبم . همونطور كه قبلا هم بهتون قول داده بوديم . ترجمه امروز از لطيفه انتخاب شده . اين ترانه يكي از زيباترين كارهاي لطيفه هست كه شهره صولتي از روش ترانه هوس رو خونده . اميدورام كه شما هم از اين ترانه و هم از اين ترجمه ي زيبا خوشتون بياد . مي كنم ،

 

 

 

دانلود ترانه : متروحش بعيد

دانلود كليپ تصويري : متروحش بعيد

درخواست ترجمه از : ژيلا خانم

ترجمه از : مجتبی

المغني : لطيفه

ألاغنيه : ماتروحش بعيد

 

حبيبي ماتروحش بعيد يا حبيبي
عزيزم از کنار من دور نشو عزيز دلم
انا عايزاك جنبي حبيبي
من مي خواهم که تو هميشه در کنارم باشي عشق من
قرب من قلبي حبيبي
و به روح من نزديک شوي
قرب لي كمان
و همچنين به جسم من

ليالي أنا عشت معاك فخيالي
چه شب هايي را که من با ياد خيالت تا صبح بيدار بودم
قبل ما اشوفك يا غالي
قبل از اينکه تو را ببينم
و لا ثانيه تغيب عن بالي
هرگز از فکر من بيرون نخواهي رفت
يا حياتي أنا
اي وجود و همه چيز من

حبيبي و انت جنبي
عزيزم وقتي تو پيش من هستي
الحب كلة بيملا قلبي
عشقت سراسر وجودم را پر مي کند
و حبك اغلى ما ليا
و عشقت با ارزشترين چيز براي من است
ليالي على بالي
شب هايي را که با تو بودم
كل كلمة قلتها لي
و هر کلمه از حرفهايي که به من گفتي را به خاطر مي آورم

يا دنية قلبي و عينيا
اي هستي وجود من و اي چشمان من
يا ليالي حبيبي قلها لي
چه شب هایی را که با نازنینم گذراندم
أنتي عمري و أعز غالي
و او به من گفت که من تنها عشق او هستم

سنيني قبلك مرت على عيني
قبل از ديدن تو سالهاي زيادي را سپري کردم
و لا شئ عنك يغنيني
اما هیچ چیز نتوانست مثل  عشق تو باشد
قلبك وحده يكفيني
برای من داشتن روح و قلبت کافیست
 لو ثانيه لقا
 و اينکه حتي اگر شده براي يک ثانيه تو را ببينم
كفايه أني اشوفك جوايا
براي من بس است که تو در اعماق قلب من هستي
مالي قلبي و هوايا
تو عشق و هوس من هستي 
خليك على طول ويايا يا حبيبي بقي
عزيزم تا ابد در کنار من بمان

 

                                            دانلود كليپ تصويري ماتروحش بعيد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:48 PM  توسط مجتبی  | 

تبكي الطيور

سلام به همه ي دوستان خوبم . اميدوارم كه حالتون خوب باشه . امروز ترانه اي رو از يكي از خوش صدا ترين خواننده هاي عرب بنام وائل كفوري براتون در نظر گرفتم بنام تبكي الطيور . اميدوارم كه خوشتون بياد . در مورد ترانه ي بسيار زيباي بحبك انا كتير كه من خودم خيلي دوستش دارم هم بايد بگم من سعي مي كنم كه در هفته جاري ترجمه اش رو براتون بزارم تو وبلاگ .این هم به خاطر سوگند عزیز

 

                                                    

 

دانلود ترانه : تبكي الطيور

دانلود كليپ تصويري : تبكي الطيور

درخواست ترانه از : غزاله خانم ، پگاه خانم و مينا خانم و سوگند خانم

ترجمه از : مجتبی

الاغنيه : تبكي الطيور
معني : پرندگان گريه مي کنند
المغني : وائل كفوري
شاعر : الاميرتركي السديري
آهنگساز : سلامه شاهين
کشور : لبنان

 

تبكي الطيور
پرندگان گريه مي کنند
تذبل زهور
گلها پژمرده مي شوند
ترحل شموس
خورشيد بي فروغ مي شود
و يبقى ظلام
و تاريکي همه جا را فرا مي گيرد
ضاع الكلام
تمام حرفها گم مي شود
والله حرام
به خدا گناه دارد
قدر ينسى و عيونه تنام
روزگار دردها را فراموش مي کند و با آسودگي به خواب مي رود

 

حلمي يموت
خوابهايم مي ميرند
وأجد الرياح
و باد خواب هايم را با خود مي برد
 و تحيا هموم
غم ها تازه مي شوند
و تبقى جراح
و تنها زخم ها هستند که باقي مي مانند
باكر يعود
آيا فردا خواهد رسيد
ما اظن يعود
نه فردايي در کار نيست
مات الغرام
عشق مرد

 

اجمع جروحي
سعي مي کنم دردهايم را فراموش کنم
همي و نوحي
تمام ناله ها وغصه هايم را
اسهر ليالي
شب ها را بيدار مي مانم
و هو ينام
و او با خيال راحت به خواب مي رود

 

هانت عله عشرة زمان
چه طوربه همين سرعت عشقمان را فراموش کرد
راح الوفى وين الأمان
ديگر وفايي وجود ندارد پس آن مهرباني کجا رفت
يا ما بايدي داويت حبيبي
چه قدر با دستهايم غم را از وجودش پاک کردم
الى نسى كل الي كان
تمام چيزي را که بين ما بود فراموش کرد


والله ما بيدي داويت حبيبي
به خدا اين من بودم که تمام غم ها را از ياد او مي بردم
الى نسي كل الي كان
او تمام احساس  بينمان را فراموش کرد

همي كبير كبر الجبال
غمم بزرگ است به بزرگي تمام کوه ها
جرحي عميق عمق البحار
زخمم عميق است به عمق تمام دريا ها 
كان عيب بطيبي
تمام گناه من صداقتم بود
اراضي حبيبي
اين که مي خواستم عشقم راضي باشد

 

 

                                       دانلود كليپ تصويري تبكي الطيور

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:8 PM  توسط مجتبی  | 

ترجمه ترانه هر سالي که سپري مي شود تو همچنان عشق من باقي خواهي ماند(کل عام وانتی حبیبتی)

 

 

كاظم الساهر


 كل عام وأنت حبيبتي

 

دانلود ترانه :  كل عام وأنت حبيبتي

 

 

    
 
كل عام وأنتي حبيبتي
هر سالي که سپري مي شود تو همچنان عشق من باقي خواهي ماند
كل عام وأنا حبيبكي
هر سالي که سپري مي شود من همچنان عشق تو باقي خواهم ماند

 

آه  يا سيدتي لو كان الأمر بيدي
آه اي بانوي من اگر که هدايت اين روزگار در دستان من بود
اذا لصنعت سنةً لكي وحدكي
سالي را تنها براي تو مي آفريدم

 

تفصلين ايامها كما تريدين
روزهايش را همانگونه که دوست داري جدا کني
وتسندين ظهركي على اسابيعها كما تريدين
و به هفته هايش همانطور که دوست داري تکيه کني و از آنها لذت ببري

 

وتتشمسين  و ترقصين
و در زير نور آفتاب به رقص در بيايي
وتكتبين على رمال شهورها كما تريدين
و هر چه که مي خواهي بر روي ماسه هاي ماه هاي سال بنويسي

 

 

 

 

كل عام وأنتي حبيبتي
هر سال که سپري مي شود تو همچنان عشق من باقي خواهي ماند

 

أقولها لكي على طريقتي
من اين عشق را با كلمه هاي عاشقانه ي مخصوص به خودم به تو ابراز مي کنم
رافضا كل العبارات الكلاسيكية
و  بر تمام حرف هاي عاشقانه اي که از گذشته تاکنون گفته شده است خط بطلان مي کشم
التي يرددها الرجال على مسامع النساء
تمام  نجواهاي عاشقانه اي که مردان در طول سال ها در گوش زنان مي گفتند

كل عام وأنتي حبيبتي
هر سال که سپري مي شود تو همچنان عشق من باقي مي ماني

 

 

 

 

سوف لن نشتري هذا العيد شجرة
ما براي جشن و شادي امسال هيچ درختي نخواهيم خريد
ستكونين أنتي الشجرة
تو آن درخت من خواهي بود
وسأعلق عليك امنياتي ودعواتي وقناديل دموعي
و من تمام آرزوها و خواسته ها و قطره هاي اشکم را بر شاخه هاي تو خواهم آويخت

 

 

 

كل عام وأنتي حبيبتي
هر سال که سپري مي شود تو همچنان عشق من باقي مي ماني

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:3 PM  توسط مجتبی  | 

جانا الهوی

سلام به همه ي دوستانن عزيزم ، ترانه ي بسيار زيباي جانا الهوي رو تقديم مي كنيم به همه دوستداران و طرفداران عبدالحليم حافظ .

 

 

 

 

 

دانلود ترانه : جانا الهوي

 

تقديم به : همه ي طرفداران عبدالحليم حافظ

 

ترجمه از : مجتبی

 

الاغنية : جانا الهوي

معني  : عشق به سراغ ما آمد

المغني : عبدالحليم حافظ

شاعر : محمد حمزه

آهنگساز: بليغ حمدي

آلبوم  : سواح

کشور : مصر

 


 جانا الهوى جانا
عشق به سراغ ما آمد
ورمانا الهوى رمانا
و ما را مورد هدف تير خويش قرار داد
ورمش الأسمراني
و مژه هاي آن دختر سبزه
 شبكنا بالهوى
ما را در دام عشق گرفتار کرد
آه ما رمانا الهوى ونعسنا
آه چه بارها که عشق ما را نشانه گرفت و باعث افسون ما شد
 واللي شبكنا يخلصنا
و کسيکه ما را گرفتار کرد باعث نجات ما خواهد شد

 

 

حلول ماه مبارک رمضان  رو به شما عزیزان تبریک میگم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 1:48 PM  توسط مجتبی  | 

یا مسهرعیني

سلام به همه ي دوستان عزيزم ، تر انه هاي اين هفته رو از كاظم الساهر ، عبدالحليم حافظ ، هيفا وهبي و ... براتون انتخاب كرديم.

 

 

 

 

دانلود ترانه : یا مسهرعیني

ترجمه از : مجتبی


الاغنیة : یا مسهرعیني


معنی : ای کسی که باعث شدی چشمانم به خواب نروند


المغني : رامي عیاش


شاعر : نبیل ابو عبدو


آهنگساز : جان ماري ریاشي


آلبوم : یا مسهرعیني


کشور : لبنان

 

 

 

يا مسهر عيني
ای کسیکه باعث شدی چشمانم به خواب نروند
حبك على عينى
عشق تو بر روی دو چشمانم قرار دارد
يا محير قلبى
ای کسیکه باعث پریشانی قلبم شدی
 روحى فداك
من جان خویش را فدای تو می کنم

  

 

 حلول ماه مبارک رمضان  رو به شما عزیزان تبریک میگم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 1:46 PM  توسط مجتبی  |